نگاشته شده توسط: mahdifani | ژوئیه 19, 2008

موضوع مسخره‌اي به عنوان رابطه با آمريكا

اول اينكه حضرت امام فرمودند كه «هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد». و هنوز هم ما داريم از آمريكا ضربه مي‌خوريم. يعني همين الآن. از تحريم و كارهاي خرابكارانه كه غير مستقيم انجام ميشه. از جنگ در دو كشور همسايه. از تهديد نظامي. از فعاليت‌هاي خرابكارانه رواني ـ تبليغاتي كه روزانه در  رسانه‌هاي آمريكائي عليه ايران مي‌شه. از انگشت نگاري ايراني‌ها. از تمسخر رئيس‌جمهور ايران و ايجاد مشكلات براي سفرش به سازمان ملل. از ندادن اجازه به خبرنگاران ايراني جهت كار آزاد خبرنگاري و هزاران مورد پيدا و پنهان ديگر كه همه آگاهند.

دوم اينكه حضرت آقا فرمودند:« اگر يك ملتى ميخواهد شر زورگوئى زورگويان – و امروز شر آمريكا – را از سر خود كم كند، بايد در مقابل زورگوئى آمريكا با قدرت و صلابت تمام بايستد.»  كه در سالگرد ارتحال امام خميني ايراد شد و البته نيمي از اين سخنراني درباره ماهيت پليد آمريكا بود. و در سخنراني اخير ديگر فرمودند كه:« البته اين مسائل حل خواهد شد؛ هم مسئله‏ى عراق حل خواهد شد، هم مسئله‏ى فلسطين حل خواهد شد؛ اما آن روزى حل خواهد شد كه با حل اين مسائل، از حيثيت و هويت و موجوديت استكبار آمريكائى هم ديگر چيزى باقى نخواهد ماند.» به كليد واژه استكبار آمريكائي توجه كنيد. برداشت شما از استفاده از آمريكا به عنوان يك صفت چيست؟

سوم اينكه آمريكا چيست و كيست؟ ايشان در بيانات ديگرشان: «دشمن نظام جمهورى اسلامى، يعنى شبكه‏ى استكبار جهانى – نه فقط حكومت آمريكا يعنى آن مجموعه‏ى سردمداران قدرت اقتصادى ظالمانه‏ى امروز دنيا كه دولتها را مى‏آورند و ميبرند؛ در همين كشورهائى كه به نام دموكراسى معروف شده‏اند، در خود آمريكا و در بعضى از كشورهاى ديگر كه با شبكه‏ى صهيونيستى پيوند استوار دارند، اينها هستند. دولتهائى كه با اين شبكه‏ى پرنفوذ و پرقدرتِ مستكبر جهانى در ارتباطند، منافع خودشان را در برابر نهضت اسلامى و بيدارى اسلامى در خطر مى‏بينند؛ اين منافع نامشروع را در تهديد مى‏بينند.» استكبار را خلاصه در آمريكا نمي‌دانند كه در واقع هم اينگونه است. يعني مثلا انگستان، هلند و… هم كه در ايران سفارت دارند و ما مجبور به رابطه با آنها هستيم نيز جزئي از استكبار هستند. همچنين در آخرين سخنراني سال گذشته فرمودند:« وَاِلّا كيست كه نداند آمريكائيها اولين دشمن حقوق بشرند. منظورم از آمريكائيها، مردم آمريكا نيستند؛ سياستمداران، سردمداران، متنفذين، گردانندگان رژيم آمريكا و رژيم صهيونيستى، كه اولين دشمنان بشريتند…»

چهارم اينكه بودن احمدي‌نژاد در رأس كار چه امتيازي دارد؟ «رحمت خدا بر امام بزرگوار ما كه ميفرمود از دشمنى دشمن، از دشنامِ دشمن نترسيد؛ وقتى او به شما بدگويى ميكند، اخم ميكند، دشنام ميدهد، بدانيد كه شما يك كار بزرگى انجام داده‏ايد يا داريد انجام ميدهيد كه او ناراحت است. از اين بترسيد كه از شما تعريف كند. اگر دشمن از شما تعريف كرد، اين نشان دهنده‏ى اين است كه شما يك كارى به نفع او انجام داده‏ايد. هر كسى را كه دشمن ما، دشمن ايران، ميخواهد كه او بر سر كار نباشد، در مجلس نباشد، در دولت نباشد، او بايد باشد؛ او به نفع ايران است.»

احمدي نژاد چه مي‌گويد؟ خب اينجا ابتدا نظر همه را جلب مي‌كنم به تفاوت دو عمل مناظره و مذاكره با بوش. همان چيزي كه در دانشگاه كلمبيا رخ داد و حضرت آقا از آن به عنوان شكوه منطق ايراني ياد كردند. احمدي نژاد در 23 تير سال جاري گفته است: «اگر آمريكا بخواهد وارد اين مذاكرات [5+1] شود، ما نه او را دعوت كرده و نه اگر خواست وارد آن شود، با آن مخالفت مي‌كنيم. اگر براي مذاكره بنا به شرط گذاشتن باشد بايد جمهوري اسلامي ايران به خصوص براي آمريكا شرط بگذارد. اگر آمريكا وارد مذاكره شد در شرايط عادلانه حاضر به گفت‌وگو هستيم و اگر هم وارد نشد، ملت ايران هيچ‌گونه ضرري نخواهد كرد.» اين كلام داراي يك بار رواني تبليغاتي و يك بار حقيقي است. بار رواني آن مشخص است اما بار حقيقي آن و در واقع آنچه كه در ابتداي همين جلسه پرسش و پاسخ به آن اشاره مي‌كند، نبود شرايط عادلانه است، يعني به قولي: سالبه به انتفا موضوع. در ادامه در بخش ديگري مي‌گويد:« دولت هم هيچ موضوع مخفي با مردم ندارد و حتي اگر قرار باشد با آمريكا گفت‌و‌گو كنيم بنده آن را مستقيماً با مردم مطرح خواهم كرد.» اين همان مسئوليت سياست خارجي كه عمل به آن بر عهده دولت است و مقام معظم رهبري بر آن اشاره كردند و منافاتي با فرموده آقا كه فرمودند: اگر رابطه را آمريكا فايده‌اي داشته باشد، من اولين كسي هستم كه آن را اعلام مي‌كنم. همچنين احمدي‌نژاد در مصاحبه تلويزيوني خود گفته:« …ما با اسم، رنگ و عنوان خاصي مخالف نيستيم بلكه با عمل و رفتار بد در جهان مخالفيم…اگر آمريكا هم در شرايط عادلانه خواستار گفتگو با جمهوري اسلامي ايران باشد، از آن استقبال مي‌كنيم چنانچه هيچ‌كس نيز تاكنون آن را نفي نكرده است» حال به نظر شما چه منافاتي با اين كلام رهبري كه در سال گذشته در ديدار با دانشجويان داشتند، وجود دارد؟:«يكى از سياستهاى اساسى‏مان قطع رابطه‏ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‏اى است كه رابطه‏ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى‏ دنبال رابطه نميرويم.» و اينكه همانطور كه در سخنان رئيس جمهور ديديد ما به دنبال رابطه نرفتيم و نمي‌رويم. و اينكه چه داعيه‌اي براي رابطه وجود دارد تا زماني كه هنوز بوش رئيس جمهور ما را مسخره مي‌كند و مردم ايران را كه احمدي‌نژاد شهر به شهر براي عرض ارادت به آنها سفر مي‌كند، تهديد مي‌كند؟

آيا خصوصيت دولت در برابر آمريكا كرنش است؟ هنوز فراموش نكرديم سفرهاي رئيس جمهور به هر شهر كه تا سخني بر ضد آمريكا و دشمنان ايران گفته مي‌شود، همه مردم يكپارچه مرگ بر آمريكا مي‌گويند. يا زماني كه رئيس جمهور براي برقراري ارتباط بيشتر از مردم مي‌پرسيد:« كي خسته‌اس؟» و همه مردم در جواب يكپارچه جواب مي‌دادند:«دشمن» و وقتي از آنها مي‌پرسيد دشمن كيست؟ همه بايد مي‌گفتند:«آمريكا» يا بهتر است بخوانيم آخرين موضع رهبري درباره فعايت سياست خارجي دولت در آخرين ديدار با دولت در سال گذشته:« به معناى واقعى، يك قانون جنگل در فضاى سياسى دنيا حاكم است. اين كارهايى كه الان دولتهاى مستكبر و در رأسشان امريكا انجام مى‌دهند، منطق عقلائى و عقلانى و سياسى و بين‌الملل‌پسند دنبالش نيست؛ منطق زور دنبالش است. مى‌گويد: چون مى‌توانيم، پس مى‌كنيم! منطق، منطق زور است. در يك چنين دنيايى اگر انسان تسليم شد و از خودش وادادگى نشان داد و بر سر مواضعش ايستادگى نكرد و از توان خودش در مقابله و مواجهه استفاده نكرد، قطعاً ضرر خواهد ديد. در چنين دنيايى كسى رحم به كسى نمى‌كند! اين ايستادگى در مقابل زياده‌خواهى استكبار و احساس عزتى كه در اين ميدان مى‌شود، به‌نظر من يكى از خصوصيات اين دولت است. اينها خصوصياتى است كه بحمداللَّه هست.»

و در آخر اينكه ما داعيه‌ي خاصي نداريم كه در اين رابطه از احمدي‌نژاد دفاع كنيم. همانطور كه تاكنون فقط فرمايشات رهبري و در راستاي آن مواضع و فعاليت‌هاي دكتر بوده كه باعث شده اين وظيفه بر دوش ما بيايد؛ اگر روزي، مخالفتي در كلام او با رهبري ديدم به همين راحتي كه از رئيس جمهور دفاع مي‌كنيم او را مؤاخذه مي‌كنيم. اما نكته اين جاست كه نه تنها منافتي ديده نمي‌شود كه باعث نگراني عده‌اي ناآگاه و مغرض (و خوشحالي عده‌اي ديگر كه به صراحت و در شرايط بدتر از اين دم از مذاكره مي‌زدند و خود در دولتشان به آمريكا نامه‌ي غلط كرديم مي‌فرستادند و بصورت محرمانه در جلسه صهيونيست‌ها يعني بيلدربرگ شركت مي‌كردند) بشود، بلكه با نگاهي از بالا به اين جريان به خوبي موضع‌ها مشخص مي‌شود. و اينكه اين جريان را بيشتر در راستاي يك جريان تبليغاتي ديگر از رئيس جمهور بدانيم. در شرايطي كه تهديد به حمله مي‌شويم. اين خود باعث بوجود آمدن چالش‌هاي عجيبي و سردرگمي زيادي در ديپلماسي جنگ آور دشمن شده. در قسمتي از سخنان، رئيس جمهور ايران مي‌گويد:« در چند ماه آينده اتفاقاتي در جهان خواهد افتاد و ديگر هيچ كس نه تنها نمي‌تواند جايگاه ايران را ناديده بگيرد بلكه هيچ كشوري نيز به ما بي نياز نخواهد بود.» ما به نظاره اين وعده از ايشان به عنوان يك رئيس جمهور مبارز و آگاه در عرصه پيكار با دشمنان ايران مي‌نشنيم. كما اينكه نسخه فارسي رسانه دوست اسرائيل يعني العربيه در خبرهايش آورده: وزیر خارجه آمریکا می‌گوید که موضع آمریکا در زمینه برنامه هسته ای ایران ادامه مذاکرات است… .

Advertisements

Responses

  1. با سلام

    یک سری به وبلاگ ما هم بزنید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: