نگاشته شده توسط: مهدي سعیدی | سپتامبر 11, 2008

ما خانه به دوشيم…

وقتي بداني كه همه فاني است و او باقي خيلي راحت‌تر با اطرافت كنار خواهي آمد. گويا باز قسمت و داستان ما اينگونه رغم خورده كه خانه به دوش از اينجا هم به خانه جديد برويم. دوباره وبلاگ گام آخر، قدم در ميزباني جديد بگذارد. ياد پارسي بلاگ و بعد هم اينجا را گرامي مي‌داريم! حدود يك سالي هست كه با گام آخر هستم.

در عرصه وبلاگ نويسي اين شيوه اصلا مناسب جذب مخاطب نيست. اگر حتي در يك ميزبان ضعيف هم باشي بهتر از اين است كه هر بار جائي باشي و هر بار خواننده و لينك‌هايي به وبلاگت را از دست بدهي.

اما ما خودمان را به كس ديگري سپرديم. همانطور كه شايد فكر نمي‌كردم به اينجا برسم، هرگز اينگونه داستاني براي مطالبم تصور نمي‌كردم. در هر صورت به يك آدرس جديد رفتيم. و شايد اين آخرين مطلب در اين آدرس باشد. حداقل اين است كه يك سال و البته به فضل خدا تا وظيفه باشد در آدرس جديد خواهم بود.

البته نويسنده نيستم و فقط فكر مي‌كنم بودن چنين ارزش ها  و تفكري در همه صحنه‌ها بخصوص دنياي مجازي لازم است. پس ادامه مي‌دهم. اولين مطلب در آدرس جديد را هم همراه با يك شايد شگفتي براي خودم و دوستان همراه خواهم كرد.

حداقل اين رفتن، بودن و نوشتن براي خود است. البته به شرطي كه آنجا ما را تحمل كنند(!) ولي در هر صورت دومين يا همان آدرسمان تغيير نخواهد كرد و هميشه با يك آدرس ثابت در خدمت دوستان خواهم بود.

ما خانه به دوشيم. در هيچ چهارچوبي نمي‌گنجيم و همه جا را براي خودمان مي‌دانيم. به همين صراحت.

دلم مي‌خواهد بيشتر توضيح بدهم ولي باشد براي اولين پست آدرس جديد.

اين هم آدرس جديد

[sarband.ir]

نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 9, 2008

گاهي…

گاهي اولش نگران هستي، مي‌خواهي دست به دامنش بشي…

و گاهي بعد از يه مدت با جلب شدن نظرم به يه موضوع كوچولو همه چيز رو فراموش مي‌كنيم…

و گاهي آن موقع‌هاست كه فكر مي‌كني خبريه… دنيا جاي قيافه گرفتنه…

و گاهي با يه چيز كوچولو خوش به حالمان مي‌شود…

و گاهي براي يه چيز كوچولو طلبكار مي‌شويم…

و گاهي خوردن حواسمان را پرت مي‌كند، هرچند كه هيچي نخوريم…

و گاهي يك اتفاق سخت برايمان پيش مياد…

و گاهي بعد از اون اتفاق به فكر فرو مي‌ريم و خودمون رو تنها مي‌بينيم…

و در آخر هميشه بايد بفهيم كه يكي هست… بايد صداش بزني تا دستت رو بگيره…

پينوشتـ……………………………………………………….
طرح «گاهي» را از اين دوست وبلاگي برداشتم. به نظرم كودكان مسافران خدايند كه هنوز گرد مسافرت بر تنشان هست. و مثال خوبي هستند. نه قدرت دارند، نه توان دارند، هميشه دنبال سرپناهند و حمايتگر… دقيقا مثل ما و خدا.

نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 8, 2008

فرمان هاشمي اجرا شد،دوران مدارا با دولت به پايان رسيد

شايد زماني كه هاشمي رفسنجاني در انتهاي يك موج ديگر تخريب دولت ارزشي نهم كه با سد كلام رهبري در هم شكست، مي‌گفت كه دوران مداراي سه ساله با دولت پايان پذيرفته، بسياري بر اين باور بودند كه اين حرفي بيش نيست در ادامه جو سازي‌هاي هاشمي و اطرافيان و دشمني‌ها با دولت عدالتخواه. حرف‌هايي از جنس انتخابات و ارزش بيشتري ندارد. اما من همان زمان به وجود يك پشت پرده عجيب و درايت سياسي در هاشمي اشاره كردم. گفتيم كه او بسيار زيرك‌تر اين حرف‌هاست و حرف او سرانجام عملي شد و به وقوع پيوست.

همانطور كه گفتيم هاشمي داراي وسعت قدرت بسيار است و همه جا نفوذ دارد. حال به راحتي قدرت او را ببينيد. حتي در ميان اصولگرايان. قبلاً بارها بر كاركرد و حزب و باند و دسته سخن گفته بوديم و عقلاً و بوسيله نقل از كلام رهبري آن را رد كرده بوديم، اما ببينيد آنچه را كه نبايد. تصور داشتيم كه دايره همراهي با دولت گسترده‌تر و تخريب تنگتر خواهد شد، اما آنچه را كه مي‌بنيم عدم وجود چيزي به نام رهبري و ولايت است در ميان اهل سياست.

حضرت امام فرمودند و چه خوب فرمودند كه مجلس بايد در راس امور باشد اما همين امام فرمودند كه تفكيك قوا. هنوز كلام رهبري را در ديدار با مجلسيان در رابطه با همكاري و همراهي با دولت فراموش نكرديم. و هنوز فراموش نكريم فرمايشات حضرت آقا را پيرامون اينكه نمايندگاني انتخاب شوند كه راه را براي دولت هموار كنند.

اينكه چرا در اين روزها وزرايي كه بايد مشغوليت ذهني‌شان خدمت بيشتر به مردم باشد، بايد در راه روهاي مجلس نگران از وضعيت برنامه‌هاشان به خاطر قرار گرفتن در صف طولاني استيضاح در مجلس اصولگرا(!!!) رفت و آمد كنند. اينكه چرا بايد در حالي كه مدت زيادي از طول مديريت وزير آموزش و پرورش نمي‌گذرد و در حال آغاز سال تحصيلي هستيم شاهد استيضاح سياسي يك وزير باشيم و در يك عقبگرد مفتضحانه پشيمان بشوند. يك سوال مهم است.

سوالي كه با بازگشت به كلام رهبري به خوبي دوري از ولايت و نزديكي به خواست‌هاي نفساني و حزبي در آن مشخص مي‌شود. به راستي دولتي كه بايد اينگونه فكر كند كه سال آخر خدمت او نيست، چرا بايد با قرار گرفتن در مقابل يك موج سهمگين استيضاح سبزنشينان قرار بگيرد و متوهم شود كه نكند اين تصور است كه سال آخر اوست و چون هزينه‌اي ندارد، درصدد استيضاح و جبران برآمده‌اند؟

به راستي چرا شاهد اين التهاب هستيم؟ چرا در اين شرايط و ايام و با توجه به اين زمينه آقاي حداد روزه سكوت خود در ايامي كه قلب روزه است و شيطان در بند است، روزه سكوت مي‌شكنند و مي‌گويند آنچه نبايد و به موضع گيري تند مي‌پردازند؟

به كدامين توجيه لاريجاني در مسند رئيس مجلس در برابر حركت غيرقانوني و تخريب گرانه يك اقليت بر عليه دولت و اعتراض چند نفر مي‌گويد اين آزادي بيان است!!!

چرا از طرفي شاهد هستيم بر خلاف نظر رهبري كه در ديدار با خبرگان درباره شيوه برخورد با اشتباه‌ها فرمودند و بي‌اهميت بودن خزعبلات يك ساده بي‌انديشه، به اين ماجرا بعد از گذشت اين همه زمان دامن مي‌زنند و براي به كرسي نشاندن نظر خود به امور غير متعارفي چون سوال از رئيس جمهور رو مي‌آورند؟ چرا مجلس اصرار دارد در برابر اين دولت هميشه اولين‌ها را در برخورد و موج آفريني داشته باشد؟

چرا همه منتظر بودند تا آب‌ها از آسياب بيافتد و كلام رهبري در هفته دولت فراموش شود، تا حرف‌هاي هاشمي زنده شود؟

هيچ كسي مثل هاشمي نيست

هيچ كسي مثل هاشمي نيست

نكته‌اي كه در اين ميان گفتنش خالي از لطف نيست، اين است كه هاشمي با ذكاوت سياسي خود به خوبي دريافته كه رياست جمهوري در ايران يك دوره هشت ساله است، پس بيهوده خود خرج نخواهد كرد و كوچولوها را در گير و دار آمدن به صحنه انتخابات قرار خواهد. اما هدف او از اين همه تحرك چيست. كسي كه از يك آدم ساده و نه چندان معروف و قدرتمند حزبي، شكست خورده در انتخابات قبل، بايد جبران بكند. و چه جبران و پيروزي بزرگتري در اين حالت جز اين است كه ميزان آراي احمدي‌نژاد را به پائين‌ترين ميزان ممكن برساند. تا آنجا كه اهالي سياست به خوبي مي‌دانند، اين در حد يك شكست بسيار سنگين خواهد بود. يعني به فنا دادن تمام زحمات شبانه روزي‌ او. در اين پروسه نيازي به انتخاب نشدن دوباره احمدي‌نژاد نيست، بلكه افت شديد همان خواست دشمنان است و يك نكته براي نابود كردن توان دولت ارزشي و پايان دادن به هر چه صحنه‌اي كه ارزشي‌ها بتوانند در آن حضور داشته باشند. بگذاريد همين جا اعلام خطر شديد بكنم…

پينوشتـ…………………………………………………..
اين همه به جز اتفاقات پيراموني و روزانه عليه دولت ارزشي است. كه آخرين آن بازي كثيف و مضحك شكايت از نوري‌زاد كه حتي هتاكان به مراجع هم مدعي شدند و همه براي ضربه زدن به دولت(!) از آن استفاده مي‌كنند… .

نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 7, 2008

مهر نيوز و فارس نيوز

مهرنيوز هميشه من را ياد روزنامه جمهوري اسلامي مي‌اندازد. تيترهاي جانب دارانه از هاشمي و اطرافيان و حتي‌الامكان به ضرر دولت نهم به خوبي در صفحه اولش به خوبي مشخص است. مثلاً داستان دانشگاه آزاد و باقي قضايا. از طرفي فارس نيوز هم به عنوان حرفي‌ترين و پربيننده‌ترين خبرگزاري بر اساس اين سايت‌هاي آمارگيري و رتبه‌بندي شناخته مي‌شود. و به نظر من هيچ خبرگزاري ديگري به پاي كارهاي فارس نيوز نمي‌رسد. هرچند در بين اهالي بيخبر از همه جا و ساده دل و فريب ياران داخلي دشمنان خورده، به دولت نيوز يا سپاه نيوز معروف است!! و انصافاً به نظر من خبرگزاري ارزشي و قابل اعتنائي است. هرچند نقدهايي هم دارم.
امروز داشتم تيترهاي اين دو خبرگزاري خصوصي(فارس) و به نظرم دولتي(مهر) را مقايسه مي‌كردم. چون مدتي است سياست كوتاه نويسي‌ام تضعيف شده(!)، فقط تيترها را مي‌گذارم و مقايسه‌اش با خودتان. تيتر را هم مي‌خواستم بگذارم:« مهر (هاشمي)نيوز به جنگ فارس نيوز مي‌رود!» اما پشيمان گشتم!
و در آخر و به عنوان پينوشت به شيوه خبر رساني سايت الف اشاره مي‌كنيم. همانطور كه مي‌بينيد خبر چي بوده و چي شده!!! حالا اين همه ادعا در اين سايت از كجا ناشي ميشه ديگه ميشه حدس زد…
نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 6, 2008

قم فاسدترين شهر!!؟ با هشت دليل

شايد شما هم شنيده باشيد كه مي‌گويند طبق آمار قم فاسدترين شهر از لحاظ مفاسد اجتماعي باشد. نكته‌اي كه نوري‌زاد به عنوان يك مؤيد براي حرف‌هايش آورده بود. و اين مطلبي است كه گويا بسياري از مردم شنيده و پذيرفته‌اند.

ما هر چه گشتيم منبع اصلي اين خبر را پيدا نكرديم تا به عنوان يك مرجع براي مطلبمان داشته باشيم، اما بنا را بر ضرب المثل «تا نباشد چيزكي، مردم نباشد چيزها» مي‌گذاريم و چند نكته را در رابطه با اينكه چگونه مذهبي‌ترين شهرها، فاسدترين آنهاست، متذكر مي‌شويم. ابتدا در اين رابطه مطلب نوري‌زاد كه با جستجوي من براي دسترسي به منبع اين خبر، همه مطالب به آن منتهي مي‌شد را بخوانيم:« چرا باید شهر مقدس قم ، با وجود این همه روحانی و مرجع تقلید ومراکز علمی و زیارتگاه های معتبر، طبق آمارهای رسمی کشوری ، اول رتبه را درمفاسد اجتماعی داشته باشد.» البته دوستي نيزي لينكي از يك سايت خبري در همين رابطه‌ها برايم ارسال كرد: تهران,قم ,سمنان؛بالاترین آمارفراردختران.

شايد علي الظاهر اين خبر درست باشد اما مشكلي كه در اخبار ما وجود دارد و منجر به دروغ و تخريب مي‌شود، نگاه يك وجهي به آمار و اخبار است. يعني قسمتي از حقيقت را گفتن كه خود نوعي دروغ است.

اول اينكه چگونه ممكن است شهري مثل تهران با جمعيت چندين برابري نسبت به قم داراي آمار بيشتري باشد؟ قاعدتاً بايد تك تك افراد شهر قم فاسد باشند تا بتوانند آمارشان نسبت به تهران بيشتر باشد!

قم مذهبي‌ترين شهر و مومنانه‌ترين فضا را دارد.

دوم اينكه به جز اينكه تناقض مذهبي‌ترين با فاسدترين را داريم، اين خود مي‌تواند مهمترين دليل براي بالا بودن اين آمار دروغين است. به اين شكل كه كوچكترين حركت غيراسلامي باعث شكايت و اعتراض مي‌شود. يعني مثلاض با يك نگاه در قم به خاطر شدت علاقه مردم به قوانين ديني و پايبندي آنها ممكن است به شكايت بيانجامد ولي چنين حركتي در تهران نه تنها خلاف نيست عادي و شايد حتي لازم باشد!! در حقيقت اينگونه آمار بر اساس تعداد شكايات مطمئناً منتشر مي‌شود كه با توجه به ميزان حساسيت و غيرت متفاوت خواهد بود. حال ميزان درست بودن و سرانجام آن كه آيا حقي پايع شده يا نه، بحث ديگري است.

سوم اينكه با نگاهي به نقشه ايران و راه‌ها به خوبي واقف خواهيد بود كه قم نقش يك شاهراه مواصلاتي را در ايران بازي مي‌كند و محل عبور و مرور قشرهاي مختلف است. شاهد اين مدعا سفر به قم در ايام شلوغي است.

چهارم اينكه قم در حقيقت مهاجرپذيرترين شهر است. تا آنجا كه حتي مناطقي در قم معروف به قوميت‌هاي مختلف است. و اين موضوع كه جمعيت اصلي شهر قم بسيار اندك‌تر اين اين حرف‌هاست.

پنجم گزارشاتي است كه نيروي انتظامي براي دستگيري باندهايي از زنان بدكاره كه سازماندهي شده به قم آورده شده‌اند. فكر مي‌كنم ابتدا بايد به اينگونه آمار متمسك شد.

ششم اينكه مدتي قبل‌تر گزارشي از تلاش دشمنان براي كثيف و غير قاب تحمل‌تر كردن شهرهاي مذهبي مثل كربلا، نجف و … منتشر شد كه مطمئناً قم يكي از مهمترين محور‌هاي آن بوده است.

هفتم اينكه كدام عقل سليمي مي‌پذيرد كه كسي به طور عادي و طبيعي شهري مثل قم را در حالت يكسان براي زندگي غيرمذهبي انتخاب بكند. با توجه به دو مؤلفه بسيار مهم حساسيت بسيار بالا نسبت به رفتارهاي غير ديني در قم كه مانع از يك زندگي غير مذهبي راحت و بدون دغدغه و مهمتر از آن بدي بسيار آب و هوا كه در تابستان و زمستان زندگي را تا حدودي غيرممكن مي‌كند؟

هشتم اينكه قم به عنوان شهر فهتاد ملت شناخته مي‌شود. با آداب و روسوم مختلف از سراسر جهان، به دليل وجود مراكز جهاني براي علوم ديني كه حتي در اين ميان افرادي تحت اين پوشش براي جاسوسي و خرابكاري فرستاده مي‌شوند.

در آخر البته اين نكته حاثز اهميت است كه هرچند همه اين موارد دلايل محكمي براي ناگريز بودن تحمل فسادهاي احتمالي در يك شهر مثل قم مي‌باشد ولي به نظر مي‌رسد همين مقدار هم با وجود زحمات و نفس‌هاي روحانيون معزز به شكلي غيرقابل قبول است. هرچند كه شايد اين نكته هم به ذهن متبادر شود كه حتي حضرت امير سلام الله عليه هم تنوانستند مردم را آنچنان كه بايد به هدايت رهنمون شوند. و نبايد فراموش كرد احاديثي كه درباره قم و باز شدن درب بهشت از آن و بودن نگين بي‌بديلي مثل حرم حضرت معصومه سلام الله عليها و ابدان مراجع و عرفا و شهدايي بي مانند در قم كه خود نگاهباني قدرتمند در آن است.

و ني با توجه به نبود منبع درستي براي اين خبر، چنين آماري فقط از دشمنان اسلام قابل انتشار است و متاسفانه تكرار آن توسط عده‌اي بدون دقت و توجه. دشمناني كه از هر روشي براي زمين زدن اسلام استفاده مي‌كنند.

پينوشتـ…………………………………………………………….
نكات ديگري هم هست كه اگر به نظر شما داراي اهميت بسيار است اضافه كنيد.

نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 5, 2008

گفته بودم…

در راستاي قرار دادن تصاوير دفترچه شعرهاي مورد استفاده حاج مهدي سلحشور و اينكه جمعه‌ها پست اختصاصي براي حضرت وليعصر ارواحنا لتراب مقدمه فداه داريم، دومين برگ را هم منتشر مي‌كنيم.

حقيقت اين است كه من خودم يكي از طرفداران پر و پا قرص روحانيت هستم و به شدت اگر كسي بگويد بالاي چشمشان ابروست برخورد خواهم كرد. البته شايد نزديكي‌ها و رفت و آمدها باعث آن باشد و گاهي مرا به افراط بكشاند، اما در عين حال از وضعيت دروني اين قشر هم خبر دارم.

اينكه كسي كه مثل نوري‌زاد كه سابقه‌اش از انقلاب و جنگ تا ايام دوم خرداد براي كساني كه زجر زمان اصلاحات را كشيده‌اند، آشناست را نبايد كتمان كرد. نوشته‌ها و كتاب‌هاي او و مواضعش همواره تقويت كننده جبهه ارزشي ما بوده. البته نگاه تيز و منتقدانه و هنرمندانه‌اش هم.

مدتي است كه جرياني به خاطر نوشته‌هايش و انتقادهايش به عملكرد برخي لجن مال مي‌شود. حتي همه سابقه او زير سوال مي‌رود. و هر كس به اندازه توانش چوبي در اين آب گل آلود مي‌كند و ماهي مي‌گيرد از راديو فردا گرفته تا كارگزاران.

نكته جالب در ميان اي كارناوال برخي معلوم نبودن هدف است. عده‌اي هنر را مي‌كوبند. عده‌اي علما را مي‌كويند، عده‌اي انتقاد را مي‌كويند، عده‌اي احمدي‌نژاد را مي‌كوبند(!)، عده‌اي از علما حمايت مي‌كنند، عده‌اي از ارزشي بودن حمايت مي‌كنند و خلاصه داستاني داريم درماتيك و رمانتيك. و از همه جالب تر دايه‌هاي مهربانتر از مادر. رسانه‌هايي كه مثل هميشه جز تخريب به همان شيوه‌اي كه آقا فرمودند كار ديگري ندارند. هرچند كه خود را ارزشي بدانند

به قول يك شخصي در تاريخ كه اسمش را نمي‌گويم هر كسي براي آنچه ندارد به جنگ مي‌رود. گويا يك جورهايي كساني كه به جنگ با نوري زاد رفته‌اند

در اين ميان گفتند كه نوري زاد تو شامل اين جمله امام گشته‌اي كه: به فرزندان انقلابي ام بگوئيد اگر جذب حضرات جامعه مدرسين نشوند ، گرفتار اسلام امريكائي خواهند شد. ولي نگفتند كه همان امام گفت كه ميزان حال فعلي افراد است… .

آيا آنچه نوري زاد نوشته غير از حمايت از علماست؟ البته من مطمئن هستم، تعداد زيادي از موضع‌گيري‌ها و شكايتي كه شده ناشي از عدم اطلاع و بگذاريد بي پرده بگويم، فشار و جو سازي رواني دو طيف در ميان روحانيون است كه مشهور هستند به مخالفت غير علني با خواسته‌هاي ارزشي و نزديك به مراكز قدرت. حاضر هستم قسم بخورم عده زيادي از كساني كه لب به اعتراض و حتي تهمت سازمان يافته بودن(!!!) و همراهي با استكبار(!!!) بودن به مطالب نوري زاد را زده‌اند، نفهميده‌اند او چه گفته. و صد البته مسئوليت آن با توجه به آنچه از علم ين خوانده‌اند و آن هم در ماه رمضان با خودشان.

چرا يك بار ديگر فريب مي‌خورند؟

يكي از آنها كه قدرت لابي آن به شدت نمايان است و كتمان آن بيهوده، طيف فكري حاميان هاشمي كه تلاش طيف جمود فكري و نوع تحركات آنها و بسيج شدن براي روانه سازي مبلغان مانند زمان ايام محرم و رمضان و آن هم با پول هنگام تبليغات رياست جمهوري خيلي چيزها را مشخص كرد. (كه فكر مي‌كنم مخاطب اصلي نقد نوري زاد باين اينها باشند) و ديگر طيف فكري و عملي رزند يكي از مراجع كه بيشتر از اين مصلحت نيست كه كد داده شود براي شناختش. و متاسفانه قدرت بالاي او حتي در مخدوش كردن وجه احمدي‌نژاد و باقي داستان‌ها.

اين چه تناقضي است كه نقد آن هم منصفانه و همراه با ادب نوري‌زاد براي علما را در كنار ارادت شايان او به بارزترين عالم يعني رهبري قرار مي‌دهد؟ كجا بودند و هستند هزاران مطلب ديگر را ببيند و اعتراض كنند؟ چرا هرچه نزديك‌تر مي‌شويم بايد فشارها بيشتر شود؟

و باز هم سخن امام را به خاطر بياوريد كه فرمود اين انقلاب ضربه نخواهد خورد مگر از روحانيت [كه به ظاهر لباس روحانيت پوشيده‌اند]

سخن بسيار است اما وقتي داستان طلبه سيرجاني را مي‌بينم با بغض سكوت مي‌كنم. هنوز معيار ما كلام و نگاه رهبري‌سا. هنوز او را داريم. چون پناهي و چراغي. هنوز فراموش نكرده‌ايم سفارش ايشان به مطالعه و سرلوجه قرار دادن وصيت نامه حضرت امام خميني. بخوانيد و ببينيد كه چگونه از طرفي از روحانيت دفاع كرده‌اند و از طرفي از عده‌اي روحاني نما ناليده‌اند.

در هر صورت آنچه به نظر مي‌رسد مصون نبودن نوشته نوري‌زاد از اشتباه و همچنين برخي عملكرد برخي از علما. اما آنچه مورد ظلم و توجه قرار خواهد گرفت كلام يك فرد ضعيف از لحاظ قدرت مثل نوري زاد و عدم توجه به اشتباهات احتمالي علما. حتي يك قدم فراتر عده‌اي روحاني نما. هنوز فراموش نكرديم سخنان صانعي و عملكرد او را و سكوت همين علما. به راستي محك و معيار چيست. ما همچنان ارزش و مقام علمائي مثل حضرت آيت الله مكارم را اصلاً قابل مقايسه با امثال نوري‌زاد نمي‌دانيم اما همانطور بدون نقد هم نمي‌دانيم. حداقل در اموري كه تخصصي در آن ندارند.

چند لينك در اين رابطه از وبلاگ نوري‌زاد:
سخني با آيت الله مكارم شيراز  / راز سرگشتگی لسان الغیب  / شکایت آیا چاره کار است ؟  / شاید آخرین نوشته من !

لينك‌هاي مرتبط ديگر: آقاي نوري زاد چرا پرسيدي چرا؟ براي تهمت زدن به احمدي‌نژاد هيچ فرصتي را از دست ندهيد!

نگاشته شده توسط: mahdifani | سپتامبر 3, 2008

تصوير شعر مناجات حاج مهدي سلحشور زمان جنگ

دفترچه اشعار مداحي ها و مراثي و مناجات مداح مشهور و كار درستمون يعني مهدي سلحشور زمان جنگ دستم افتاد، من هم نامردي نكردم و ازشون عكس گرفتم. دست خط خوبي هم داشته.

اين هم اولين تصوير به مناسبات ماه رمضان. تصور خوندن اين شعر، تاريكي، حسينيه گردان و صداي نازك‌تر و قيافه جوون‌تر حاج مهدي بايد جالب باشه.

Older Posts »

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.