
دفترچه اشعار مداحي ها و مراثي و مناجات مداح مشهور و كار درستمون يعني مهدي سلحشور زمان جنگ دستم افتاد، من هم نامردي نكردم و ازشون عكس گرفتم. دست خط خوبي هم داشته.
اين هم اولين تصوير به مناسبات ماه رمضان. تصور خوندن اين شعر، تاريكي، حسينيه گردان و صداي نازكتر و قيافه جوونتر حاج مهدي بايد جالب باشه.

جالب بود
توسط: موسوي در سپتامبر 4, 2008
در 4:26
پشت برگه هم معلومه…
آخرش چی کار می کنی خدا جون
…. می بخشی ماه رو
توسط: حسین در سپتامبر 5, 2008
در 12:35
« قاتل سلطان کیست »
بنام خدا
باسلام
در جریان هستید که چند تن از هونرمندان عرسه تیاتر وسینما وورزش از بازیگردان تا کارگردان حمایت خود را از آقای میرحسین موسوی اعلام نموده ودر محلهایی که کارگردانان ( نه اون کارگردان اولی ) هوادارانشان را تشویق به شرکت در انتخابات ودادن رای به آقای موسوی نموده اند که متاسفانه با تغلوب یازده میلیونی، آقای میرحسین نفر دوم از اول شدند (نه مثل آقای کروبی که نفر پنجم شدند ) به هر حال مردم همیشه در سحنه به تحریک کسانیکه کنار سحنه بودند یا با هواپیما یا با هر وسیله دیگری (مثل کشتی ) به سحنه آمدند ( البته با چهارصد میلیون دلار5+1 ، هر دلار را نهصد وچهل تومان حساب کنید بعداً میگم چرا ) وچند تن هم در تزاهورات آرام مردم در سهنه مقتول وقاتل شدند .
در پی این غذایا هونر مندان کشورهای اروپایی وامریکایی هم با حونر مندان ایرانی داخلی وخارجی (از نوع درجه یک ) همصدا شدند وبا صاز وبی ساز ترانه هایی در سوگ مغتولین خصوصاً آقا سلطان از خود در وکردند ( خارجیها چی از خودشان در وکردند من که نفهمیدم ) در همین حین وبین هم اعلام شد که سلطان پاپ جهان در سن پنجاه سال و چند ماهگی مقتول شد وطرفدارانش عزادار شدند و خواستار پیگیری مقتول شدن سلطان شدند ( این سلطان با اون سلطان اشتباه نشه ) که مسئولین امر قول دادند کالبد شکافی کنند وپس از سه هفته نتیجه را اطلاع دهند که خوشبختانه پس از دو روز اعلام فرمودند که پزشگ سلطان به سلطان آمپولی زده که باعث مرگ سلطان شده ( البته این خبر هنوز از طرف مقامات تایید نشده وموثق نیست واحتمال اینکه چون دررای کاندیدایش تقلوب شده خودکوشی کرده ) این را هم گفته باشم که سلطان دوازده سال در ارسه هونر نبوده وپزشگ هم گم وگور شده ( این پزشگ اون پزشگی که بالای سر آقا سلطان بوده ومیخواسته با دستش جلوی بیرون آمدن خون از قلب آقا سلطان را بگیرد وموفق نشد ه وبلافاصله به جزیره ( انگلیس ) رفته ومرتب موساحبه میکنه ومرتب از تلویزیون خانه همسایه پخش میشود نیست ) حالا همه کسانیکه داقدار این دو سلطان شده اند میخواهند بدانند قاتل کیست .
شما هم اگر خبری دارید لطفاً اطلاع دهید ومژدگانی دریافت نمایید .
توسط: محمد حسن غلامعلیان در ژوئیه 1, 2009
در 2:36
بنام خدا
« ديروز در مجلس وامروز در دماوند »
هنوز هتاكي نماينده محترم ! مجلس به جانباز روشندل مجتبي شاكري به بوته فراموشي سپرده نشده كه شهرستان دماوند شاهد برخوردي ناهنجار با روشندلي ديگر به نام محمود كلهر مي شود.
بارها گفته ايم وباز هم مي گوييم ايثارگران هيچ منتي برسر مردم دلير ايران ندارند، يعني نبايد داشته باشند ، دشمن متجاوز قصد كشورشان را كرده بود ووظيفه ايجاب مي كرد تا مردان مرد بروند وجلوي متجاوز را بگيرند .
برخي از اين از جان گذشتگان امروز در وضعيتي هستند كه اگر كسي ببيند و به اندازه يك جو غيرت در وجودش باشد به حال خود زار مي زند.
در باره عملكرد صدا وسيما وكارهاي فرهنگي بنياد بهتر آن است كه كلامي نگوييم كه اگر بخواهيم به رشته نگارش در بياوريم مثنوي هفتاد من خواهد شد وچه بهتر كه قضاوت را به عهده تاريخ بگذاريم .
ديروز در خانه ملت با مجتبي شاكري چه كردند ونمايندگان ملت چه واكنشي نشان دادند ؟
امروز دماوند شاهد تجليل وتكريم از جانبازي است كه مامور دولت براي خوش آيند يكي از پرسنل بيمارستان رفتاري وقيح وچندش آور از خود نشان مي دهد وسپس ماجرا با توجيه وعذرخواهي به پايان مي رسد .
همانگونه كه جانبازي مقابل مجلس شوراي اسلامي خود را آتش زد وگفتند معتاد بوده وديگري جلوي ساختمان بنياد جسم بيمارش را به شعله هاي آتش سپرد وكسي صدايش درنيامد مطمئن باشيد فردا در گوشه ديگري از همين سرزمين كهن كه امثال كلهرها برايش چشم دادند جانبازي را مورد ضرب وشتم قرار مي دهند ومي گويند:
سرهنگ فرهاد قدسی فرمانده نيروي انتظامي شهرستان دماوند با رد هرگونه اعمال ضرب و شتم در این حادثه اظهار داشت: ضرب و شتمی در خصوص این جانبازعزیز! صورت نگرفته اما در آن شب دستبند به دستان وی زده شد.!!!!!
اين فرمانده بستن دستبند را عملی غیرقابل توجیه دانست و گفت: بستن دستبند به این جانباز کاری غیر قابل توجیه است و مامور عامل این حرکت تنبیه خواهد شد! اما اثر دستبند بسته شده به جهت حرکت ممتد وی ایجاد شده زیرا این دستبندها با تقلای بیشتر به طور خودکار محکمتر می شوند.!!!
این مسئول از بررسی وقایع رخ داده خبر داد و افزود: حادثه ناخوشایند! مذکور نیازمند بررسی و کارشناسی بیشتری است تا واقعیت امر مشخص و ابهامات موجود مرتفع گردد.!!!!
این مسئول ادامه داد: مامور مذکور با مشاهده پیراهنهای پاره چند تن از پزشکان و پرستاران! و به جهت آنکه از آسیب رسیدن به خود جانباز! کلهر ممانعت به عمل آورد مجبور به استفاده از دستبند! شد زیرا وی به لحاظ داشتن وضعیت خاص! ممکن بود به سمت سازه های خطرناکی مانند شیشه تا ظروف شکستنی و خطرناک دارو برود.!( ياد فيلم اولين خون افتادم)
در این رویداد و بر اثر کشمکش بین مامور انتظامی و فرد جانباز جراحتهایی ناشی از سیلی و چنگ بر صورت این مامور! دیده می شود اما ضرب و شتمی در قبال این جانباز عزیز! اعمال نشده است.!!!!! )شايد مامور ياد شده از شدت شرم به صورت خود چنگ زده)
من در اولین تماس خانواده این جانباز در خصوص حادثه مذکور عذر خواهی کردم.!!!!!
فرمانده نیروی انتظامی شهرستان دماوند در پایان با عذرخواهی از این جانباز دماوندی افزود: عمل انجام شده در قبال جانباز محمود کلهر که از« ولی نعمتان همه اقشار جامعه محسوب می شود عمل ناپسندی بود»!!!.
این جانباز دماوندی جای رد دستبند و محل زخم کمر خود را که بر اثر کشاندن بر روی زمین به وجود آمده بود به امام جمعه شهرستان دماوند نشان داد و حجت الاسلام محمد علاء الدینی نیز از وی دلجویی کرد.!!!!!
حسين معتمدنيا فرماندار شهرستان دماوند نیز پیرامون حاثه یاد شده عنوان کرد: می بایست با تکیه به قانون، بررسی موشکافانه واقعه و حفظ عدالت با متخلفان! برخورد جدی صورت گیرد.!!!!
وي این حادثه را دردناک! توصیف کرد و افزود: شاید برای مهار! جانبازی 50 ساله که به لحاظ بینایی! دچار مشکل شده ! چندان نیازی به استفاده از دستبند نبوده است.!!!!
فرمانده نیروی انتظامی شهرستان دماوند در این مراسم طی سخنانی خاطرنشان کرد: من و کلیه عوامل نیروی انتظامی شهرستان دماوند به جهت این رخداد ناشایست از جانباز عزیز محمود کلهر پوزش می طلبیم.
وحال بغضي سخت گلويم را ميفشارد وچشمانم باراني شده ونمي دانم به چه كسي بگويم با زخم خورده عمليات والفجر هشت چه كرده اند. والسلام
محمد حسن غلامعليان
امرداد ماه 1389 شمسي
توسط: محمد حسن غلامعليان در اوت 4, 2010
در 4:31