خب حقيقت اين است كه اين كار بسيار سخت خواهد بود. يعني شما اگر واقعاً آستينها و حتي فيالواقع پاچههايتان را تا سر حد غير مجازي بالا زدهايد براي اين كار، بايد بگويم، اعلام كانديداتوري كروبي يا خاتمي كه نيست، بحث فرهنگ يك تعداد متنابهي جوان است. حالا به درك كه شما با فرهنگ درب و داغون عدهي معدودي پايتخت نشين، فكر ميكنيد همه در كنار برج شما زندگي ميكنند. يا حتي ممكن است فكر كنيد كه همه جوانان ما گذران عمر را با چيپس و ماست انجام ميدهند. در هر صورت پيشنهاد ميكنم مثل حقير، حدود سه سالي اين نشريه را با فخامت خاص خود تهيه كنيد تا چشمتان به رنگ زرد عادت بكند، بعد بيايد با هم صحبت ميكنيم. حتي ممكن است شما راه و رسم كوچك ديدن ديگران و بالا بردن خود و استفاده از شيوههاي تبليغاتي را هم ياد بگيرد و خداي نكرده از اين مراحل اين نشريه هم بگذريد و بخواهيد به يك منصبي برسيد و يك زوركي هم براي رياست جمهور پيدا بكنيد… بگذريم آقا جان.. سري كه بوي قرمه سبزي نميدهد را كه دستمال نميبندند.
اول كار هم بگذاريد نااميدتان بكنم كه دير آمدهايد. بايد زمان يك بنده خدائي ميآمديد كه اين جور كارها راه بيافتد و حالا هم كه ديگر رئيس جمهور شده و فاز ماجرا فرق ميكند و يك بحث ديگر است. اما با توجه به علاقهاي كه من از شما سراغ دارم و پدرتان، پدر بنده را درآورد كه نكاتي بگويم، نااميد نشو و بشنو.
اول براي دلداري بگويم كه يك شباهتهايي هست. اول اينكه ايشان هم براي رياست جمهوري كانديد شدند؛ هرچند به گرد پاي قبلي نرسيدند اما خب اين يك وجه مشترك! و ديگر اينكه در سر سوداي دوباره ميپرورانند هرچند مثل قبلي اينطور نيست كه تا ديقه نود معلوم نباشد، كه اين خود در تهيه الآن آن تاثير دارد. بايد مايه گذاشت كه بدون آن فتير(فطير) است.
دوم اينكه پسرم كار زماني كه به جاهاي باريك ميكشد، شما هم بايد باريكش بكني… عجله نكن كه توضيح ميدهم… شما بي زحمت بالايش مينويسي فرهنگي – اجتماعي اما بعد يك مدت نميخواهد سخت بگيري. ميفهمي كه؟ بالاخره سردبير و مسئول زياده. همينطوري قزن قورتكي كه شما ادامه نميدهي. هزاران بهتر از شما هستند كه ادامهاش بدهند اما شما بايد براي رشدت يك كاري بكني و خلاصه با ما بايد به از اين باشي كه با خلق جهاني… آفرين… شما هم كه خودت اهل حالي و مثل اينكه منتظر چراغ سبز بودي. شما كاري كه ميكني بايد يك تلاش جالبي داشته باشي و در كنار مطالب جديدت و صد البته زرد به روي به سمتي كه نود و پنج درصد كار كني براي پنج درصد. ميفهمي كه؟ همان پنج درص اولش.
براي اينكه خيلي از بحث اصلي كه همانا رنگ زرد است دور نشويم بايد بگويم كه همچنين، شما باز هم كاري به مخاطب نداشته باش. شما كه نبايد مخاطب را زياد كني عزيزم. اين مخاطب خاكستري هستند كه وقتي رنگ مورد علاقه خودشان را ببينند جذب ميشوند. شما هرچي كه تو اين دانشگاهها يادت دادن. از اين خارجكيها و فرهنگشون گرفته تا هر مطلب پدر درآر از فرهنگي ديگه كه دم دستت بود رو ميذاري و ميدي بيرون. البته بايد يه كم خودموني بنويسي. حتي جاي فاعل و مفعول رو هم ميتوني تغيير بدي. شما بده.. چيكار داري. اصلاً هم لزومي نداره به فرهنگ ايراني و اسلامي و اين جور خشكه مقدسبازيها توجه بكني. هرچي اون رنگيتر بهتر.
در ضمن تابلو بازي هم درنيار كه گندش دربياد. چند تا مطلب مناسبتي هم لاش بذار كه مشتري خيرش رو ببينه!
موسيقي… موسيقي.. فراموشت نشه.. حالا به اسفل سافلين كه توش خير دنيا و آخرت هست يانه؟ جووناي شهرستاني هنوز آلوده اين فازها شدن يا نه؟ چش و گوششون نسبت به اين آشغالاي خارجي كه ما انترشون شديم و فك ميكنيم چه فاز معنوي به ما ميدن باز ميشه. به جهنم. شما فقط پرچم زنگ زردتت رو تكون بده و منتظر ذهن مريض باش، يا همونطوري كه قبلاً گفتم مريضش كن.

خانوما هم كه سرورند. حالا به هر بهانهاي. حجاب هم كه ميدوني فقط موهاست كه نبايد پيدا باشه. ورزش رو برو تو كارش… . عشق و عاشقي هم كه گفتن نداره. خودت اهل حالي و بقيه دوستان. فقط حدش رو بدون هااااا.
و در آخبر براي اينكه خيلي هم طولاني نشه، ميريم سراغ پنج درصد كه نود و پنج درصد براي اون نوشته ميشه. شما عليالظاهر تيپ اصولگرائي پشتته اما به ناچار آدم باحال براي خبر و نظر نويسي ما برات از رفقامون جور كرديم و شما هم كه ديگه تابلوه بايد صفحات اول رو بدي بهش. باس كه اينجا ديگه سنگ تموم بذاره و يه نمايندگي از ابراهيم نبوي بزنه. به همچي كه به تيپ دولتي هم بزنه بايد گير بده. از لايحه خانواده تا خشكسالي. دروغ هم مثل هميشه نمك اين جور كارهاست و مطمئن باش مخاطبت هم حالا نميره كه ببينه بعدا تكذيب شده و اين حرفا.
راه ما از ميان رنگ خاكستري عبور ميكنه. در انتخابات قبل كه اينطور بود، اما مثل اينكه نياز به زمان داشت. اين بار هم براي اينكه جوونا راه رو گم نكنن، شما اين پرچم زرد رو ميگيري بالا و يه عده رو به صورت سراسري(چون ما هنوز محدودهمون اونقدر نشده، هرچند درباره همه چي نظر ميديم) براي ما راهنمائي ميكني.
خلاصه ديگه اين چند ماهه بايد سنگ تموم بذاري به صورت هنرمندانه. اگه فك ميكني نيازي به كمك هم داريف قول يك خبر توقيف رو بهت ميدم كه تو اين هاگير واگير يك موج مخاطب مافوق زرد رو هم داشته باشي و بيشتر معروف بشي.
خلاصه به اين راحتيها هم نيست. كلي آدم و پول داره خرج ميشه اين وسط. اصلا هم كاري به فرهنگ و فرهنگ سازي نداشته باشف شما همون ساز تهرونيت رو بزن و به فكر صداهاي محلي و فرهنگي نباش. اونا ميرن كشوراي ديگه صادرات انقلاب ميكنن، شما هم باس كه صادرات دلخواه خودت به ساير شهرستانها رو داشته باشي و فرهنگي كه خود ت همونطوري هستي بدون نظارت قالب ذهن جوون ساده ايروني بكني.. گرفتي كه؟ بقيه هم كه اعتراض كردن يك مشت خشك مقدس مخالف با جوون هستن.. اوكي؟
آفرين قند عسل.. حالا بذار يك تفالي بزنيم ببينيم كه چه ميشود!!!
پينوشتـ…………………………………………………………….
1.همه حرفهاي بالا مستنده. اين هم منبعش:google.com
2. در ضمن راديو زمانه و خوانندگانش هم در اين زمينه هستن: +

روزگار ، روزگار رهایی است ! باشد که ما نیز رها شویم …
مطلب جالبی بود اما مخالف سیاست گذاری جدیدتان ، مبتنی بر کوتا نویسی !!
موفق باشید ! یا علی …
توسط: حسین در سپتامبر 3, 2008
در 4:52
به دكتر حسين عزيز:
سلام دكتر جان من!
آره ديگه.. پيش مياد
علي يارت
توسط: فاني در سپتامبر 3, 2008
در 6:43
سلام
خسته نباشي
جالب بود.
توسط: موسوي در سپتامبر 4, 2008
در 4:25
برای اینکه با یکی از این زردنویسای تف تفی آشنا بشی:
http://www.citizenkaveh.com/2008/08/post_22.html#comments
میدونی چطوری پیداش کردم؟
اینو سرچ کن:
همشهری-جوان+ونک+سیگار+فیلم!
http://fa.shortfilmnews.com/movies/?id=mochin
توسط: حسین در سپتامبر 6, 2008
در 12:42