رهبري در ديدار با خبرگان ملت:«شرطِ کافی حفظِ نظام اسلامی را حفظ و تقویت محتوا و اصول اساسی نظام اسلامی برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر به محتوا و اصول توجه نشود ممکن است در زیر پوستِ شکلِ رسمی نظام، تغییرات تدریجی و بی سر و صدایی اتفاق بیفتد و نظام اسلامی را به سمتِ انحراف بکشاند که در برخی مواقع، خواص هم متوجه این انحراف تدریجی نمیشوند.
ایشان شکلِ رسمی نظام اسلامی را بخش سخت افزاری نظام دانستند و افزودند: بخشهای نرم افزاری نظام اسلامی که در واقع همان جهت گیری های فکری، شاخص های اصلی و شعارهای بنیادین انقلاب است، مهمترین مسئله برای حفظ نظام است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین شاخص های اصلی انقلاب اسلامی تاکید کردند : عدالتخواهی ، استقلال و آزادی به معنای حقیقی کلمه ، استکبار ستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن ، مردم گرایی ، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم ، و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی گری جزو مبانی انقلاب اسلامی هستند که به هیچ وجه نباید تغییر کنند.»
نكته اين جالب در كنار بقيه سخنراني كه كلمه به كلمهاش نكته دارد، اينجاست كه بعد از تشريح شرايط حفظ نظام به تبيين شاخصهاي انقلاب پرداختند. و جالب اينجاست شاخصهاي انقلاب همان نكات مثبت دولت نهم بود كه ايشان در ديدار با دولتيان به آن اصرار ورزيدند و تشكر كردند. همچنين ايشان در ديدار با خبرگان فرمودهاند كه از هر طيفي كه قرابت بيشتري با اصول نظام داشت بايد طرفداري بيشتر بشود.

...
با حل يك معادله بسيار آسان در اين ميان به اين نتيجه ميتوان رسيد كه حفظ و تقدير از شعارهاي دولت نهم كليد حفظ نظام است و رهبري بر اين نكته تاكيد دارند.
يك نكته ديگر در اين گفتار اشاره بار ديگر ايشان به تخريب دولت است، آن هم در رسانههاي بيگانه.
به راستي پيام اين همه حمايت بي دريغ از گفتمان غالب دولت چيست؟
همچنين ايشان در يك حركت و نمايش از تيزبيني و تدبير خود فرمودند:«در مورد این طرح (تحول اقتصاد) دیدگاههای مختلفی وجود دارد اما باید مراقب بود اظهارنظرها موجب ابهام آفرینی و اضطراب آفرینی در جامعه نشود.» حال چرا اين سخن در تضاد كامل با افضات رفسنجاني كه به بيان نگراني و اضطراب آفريني از اين طرح پرداختهاند، سوال است كه پاسخ ندارد. همچنين بايد به پائين آمدن شعله تخريب او بعد از حمايت گرم رهبري اشاره كرد.
حال در اين ميان تنها به اينجا ميشود رسيد: نكتهاي كه قبلها با هم گفتهايم، عدم تطابق نظرات رهبري و هاشمي، هرچند كه خود خلاف اين را ميگويد!

سلام
” این آقا چه می گوید؟”
به روزم.
—————————-
سلام
رسيدم خدمتون
By: نمکدون on آگوست 29, 2008
at 11:47
” نكتهاي كه قبلها با هم گفتهايم، عدم تطابق نظرات رهبري و هاشمي، هرچند كه خود خلاف اين را ميگوید . ”
به صورت موکد تایید می شود … موکـــــــــــــــــــــــد !
—————————————————————–
دكتر جان نغز مي گوئي…. نغــــــــــــــــــــــز!
By: حسین on آگوست 29, 2008
at 6:36
با سلام آدرس وبلاگ جدید شما در جامعه سیاسی لینک شد.
موفق باشید.
یا علی
———————————-
سلام
ممنون
علي يارت
By: محسن فاطمی on آگوست 29, 2008
at 7:43
با توجه به :
<>
حرف حساب ، دعوا نداره،ولي كو معتقد به فعل،
در ضمن خود را لازم به تعيين مصداقها براي درك بهتر موضوع دانسته پس خواهشا سوء تعبير نشود:
عدالتخواهی :منظور همون درك اندك از نصف مال من نصف مال تو به شكل مدرن و تشكيلاتي رايج در طبقه خواص و خوديها
استقلال و آزادی به معنای حقیقی کلمه:يا همان نه شرقي نه غربي منهاي شرقيت به اضافه يكمي امتياز به همرا تكنولوژي دست چندم روسي و چيني اون هم با منت
استکبار ستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن:ماجراي مردي كه محكوم شده بود ،يا جريمه نقدي بپردازه يا شلاق بخوره يا پياز بخوره را شنيديد اگه شنيديد كه هيچ اگه نشنيديد بريد از بابا بزرگاتون بپرسيد
مردم گرایی ، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم ، و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی گری:گراني مربوط به استكبار جهاني اونهم از نوع قهريه خداوندي و هيچ مربوط به كسبه محل اقاي رئيس جمهور نمي شود و شما ميتوانيد با استفاده از اشتراك اقاي رئيس در بقال محل كه نشانه مردم گرايي رئيسه هر چي بخواي سفارش بدي بدون اينكه اقاي سعيد لو بخواد دخلي و تصرفي كنه يا اينكه اقاي جهرمي بخواد نظري بده
By: alisosho on اکتبر 27, 2008
at 10:22