نگاشته شده توسط: mahdifani | آگوست 28, 2008

تبين تخريب فراتر از حمايت گرم

واقعيت اين است كه تاكنون رهبري درباره تخريب اينچنين سخن نگفته‌اند. يعني اين كلام ناظر به دو وجه است. يكي امتيازات ويژه اين دولت كه باعث قرابت بيشتر آن با ارزش‌ها مي‌شود و ديگر شدت بيسابقه در تاريخ، تخريب‌ها براي يك دولت و مظلوميت آن. كه حتي بي‌احترامي به اين ارزش‌ها، باعث نگراني و اعتراض بالاترين مقام مذهبي و كشوري مي‌شود. تبين عرصه تخريب با تفصيل جزئيان امري بعيد براي يك رهبر است كه تنها نشان از يك امر دارد كه قبل از آن بايد توجهي ويژه به سخن گذشته آن يعني حمايت گرمتر داشت. يعني اين نشان از يك حمايت و زير پر و بال گرفتن ويژه است. مثل مادري كه علاوه بر اينكه از فرزند خود تعريف مي‌كند در برابر دشمنان از آن حمايت مي‌كند. حتي با دقت نظر بيشتر مي‌شود به اين نتيجه رسيد كه اين تبين تخريب توسط ايشان و دلداري و دفاع، حركتي بسيار بزرگتر از آن تعريف است. در واقع يك قدم جلوتر است.

نكته بعد تقسيم بندي ارائه شدن در اين ميان است. اين سه قسمت كردن كه به حق منصفانه و نشان از تيزبيني بالاست، قابل توجه بسيار است:
«انگيزه‏هاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نميشود انسان همه را به يك چوب براند: بعضيها واقعاً خبرى ندارند – يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بى‏اطلاعى چيزى ميگويند – بعضيها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضيها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينه‏ى امام در دلشان است و حرفهاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند – آنهايى كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمان‏شده‏ها و برگشته‏ها – اينها يك طيف وسيعى از انگيزه‏هاست، ليكن بالاخره محصول و جمع‏بندى‏اش همين تهاجمها و پنجه‏زدنها و لجن پراكنى‏هاست كه وجود دارد.»

فقط براي اشاره به چند نكته اشاره مي‌شود. اول اينكه در تقسيم اول مطمئناً اهالي سياست و رسانه امروز نمي گنجند. نهايت

لجن ها فقط مي‌توانند اينگونه لجن پراكني بكنند

لجن ها فقط مي‌توانند اينگونه لجن پراكني بكنند

تصور ممكن رده‌هاي پائين مديريتي نظام هستند. البته گاهي افراد رده‌ بالاي كشوري هم وارد اين تقسيم بندي مي‌شود. مانند جريان درخواست دولت از مجلس براي واردات مقدار زيادي كالاهاي اساسي در سال گذشته براي جلوگيري از فشار بيش از حد

تورم خارجي كه به علت بودن روال عدم تخصصي برخورد با مسائل در مجلس كه باعث عدم آشنائي با مشكلات كشور و تحولات خارجي بود به آن راي ندادند و از طرفي هم دولت به علت بار رواني خبر دهي آن از انتشار واقعيت آينده براي رسانه‌ها جلوگيري كرد كه باعث تخريب دولت شد. (البته اين يك استثناء بود)

غرض‌هاي شخصي هم در وهله اول عده كثيري از اصلاح طلبان است كه در واقع به مباني انقلاب به خيال خود معتقدند و در واقع دل در گرو دشمن به حسب ظاهر و گمان خود ندارند ولي چون نمي‌توانند ببينند كه شخصي مخالف با نظراتشان و منافعشان بر سر كار آمده و رفاه و زراندوزي‌شان در خطر است به تخريب مي‌پردازند. البته در اين دولت و خصوصاَ در اين اواخر عده‌اي كه متاسفانه و به اشتباه اصولگرا ناميده مي‌شوند هم اضافه شده. كساني كه به خاطر منافع جناحي‌شان و عدم پايبند بودن اين دولت به مناسبات حزبي از قدرت بازمانده‌اند و به خيال عده‌اي پدر نقد شده‌اند و البته خودشان بهتر مي‌دانند كه انفعالاتي در درون روحشان به سرانجام اين مواضع انجاميده. سخن درباره اين عده بسيار است كه از آن مي‌گذريم… .

گروه سوم كه معمولا اظهر من الشمس هستند. كساني كه در سفارت خانه‌هاي بيگانگان رفت و آمد دارند. بوش از آنان حمايت مي‌كند. زماني در روزنامه‌هايشان مي‌گفتند كه امام بايد به زباله‌داني تاريخ برود و… . آنهايي كه ملجا و مرجع عده‌اي ديگر مي‌شوند و آن عده هم جز همين گروه هستند و… .

ايشان بعد از اين سه تقسيم بندي سه عنوان را هم به ترتيب بكار بردند: اول تهاجم، دوم پنجه‌زني و سوم لجن‌پراكني. تحليل اين ترتيب و ربط آن به اين تقسيم بر عهده خودتان.


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها