نگاشته شده توسط: mahdifani | آگوست 7, 2008

رشد روزافزون جامعه مؤمنانه، به سمت اطاعت بزرگ

جريان راي به وزيران در يكي دو روز گذشته يكي از مهم‌ترين اتفاقات به نظر من تاريخ رشد فرهنگ سياسي و عقلاني انقلاب اسلامي و به طور كلي جامعه مومنانه بود. با نگاهي به رشد و تعالي ديد و نگاه به امور و سعه صدر و برخورد منطقي با امور از ابتداي انقلاب و با محور قرار گرفتن اسلام، شاهد يك منحني رو به رشد و تعالي هستيم.

فرهنگ برخورد بين مومنان و نحوه خط كشي‌هاي اجتماعي و سياسي بين آنان از زمان ظهور اسلام و در زمان ائمه عليهم السلام شكل گرفت و رشد پيدا كرد و در جامعه محدود مومنان (هرچند با فراز و نشيب‌هايي) نهادينه شد. بعد از زمان دسترسي مستقيم به امامان، با تغييرات براي دسترسي مستقيم به راهنما، ولي به خاطر قوت تلاش براي نهادينه كردن فرهنگ اسلامي و انقلابي توسط مومنين با تغييراتي و به خاطر محدوديت‌هاي ارتباطي و تبليغاتي به صورت نيم دست خورده ادامه داشت تا اينكه با پي بردن عظمت دنياپرستان و مخالفان به رشد روزافزون آن در حد خود، دست به استعمار و سلطه زدند و در نتيجه اين اخلاق و رشد سياسي و فرهنگي دستخوش تغييرات گسترده‌اي شد. تا اينكه ابرمردي در تاريخ جهان بعد از امامان معصوم پديدار شد كه برگ تازه‌اي را در جامعه مومنانه رقم زد… .

رسيدن به اطاعت بزرگ، نهايت هر آنچه بايد بشود

رسيدن به اطاعت بزرگ، نهايت هر آنچه كه بايد بشود

با نگاهي بسيار كوتاه به تاريخ سياسي اجتماعي بعد از انقلاب و در نظر گرفتن فاكتورهايي مثل پيش‌آمدهاي تحميلي و غير تحميلي و اشتباهات و فقط به توجه به وجه از سير تكامل يعني بدست آودن تجربه در طول سي سال و پخته تر شدن در اين كوره آهن‌گري، دوست و دشمن ناچار به اذعان اين نكته خواهند بود كه برخورد‌ها، ديدگاه‌ها، تضارب آرا، مطالبات، بالا رفتن سطح انتظارات و شعارها به شكل قابل توجهي دچار رشد فزاينده‌اي شده است. با شكل گيري انقلاب و تغيير صد و هشتاد درجه در مناسبات مومنين با يكديگر و آزاد شدن آنان كه در قالب‌هايي مثل حكومت شكل گرفت، شاهد گفتمان‌هايي از نوع اصيل اسلامي مثل عدالت، دينداري و از اين قبيل بوديم. و اين گفتمان با رشدي عجيب در هشت سال دفاع مقدس راه به جهاني شدن و اصرار بر پيروزي حق عليه باطل پيدا كرد. با پايان جنگ و قرار گرفتن در فضاي جديد زندگي و سازندگي كم كم رشد اين نهال فرهنگ انقلابي اسلامي متوقف شد و به جاي رشد طولي آن به رشد عرضي آن پرداخته شد، تا آنجا كه فراموش شد كه قرار بود اين درخت از ميان ساير درختان (كه نه خود به خاطر ساختار معيوبشان نيازي به نور دارند و نه  بوسيله شاخ و برگ‌ها زائد و بزرگ خود مي‌گذارند كه سايرين از نور بهره ببرند) قد بلند كند و راه رسيدن نور را براي همه موجودات باز نمايد. در هشت سال بعد هم به تبع دوري و فراموشي حمله‌هاي عجيبي را شاهد بوديم. تا آنجا كه مومنيني كه همه چيز را بر وفق مراد مي‌ديدند و يا آنچنان دچار روزمره‌گي شده بودند كه به خواب رفته بودند با شنيدن سازهاي مخالف و گوشخراش بيدار شدند و به تلاش افتادند. هشت سال عرصه پيكار شعارها و آرمان ها با همه فراز و نشيب‌هايش سپري شد و باعث ورزيدگي عقايد مومنانه به خاطر قرار گرفتن در برابر مخالف و در نتيجه تلاش براي رشد گرديد. اين دوره در كنار تجربه هشت سال قبل و در كنار باقي ماندن شعارها و اهداف اوليه بر لايه‌هاي زيرين فكر و قلب آنان، يك دوره نيمه فشرده براي بازيابي قرن‌ها بي تحركي جامعه مومنانه بود… .

با قرار گرفتن يك محرك جديد مومنانه در موتور حركت اين جامعه و دوباره سرعت گرفتن و صعود اين منحني بعد از تغييرات بسيار در دوره قبل آن شاهد فضاي جديدي بوديم. ورزيدگي‌هاي ناشي از اين سه دهه به نظر مي‌رسد در اتفاقاتي كه در جريان راي اعتماد به سه وزير بخصوص يكي از آنان روي داد… .

آنچه محور اصلي اين اتفاق بود و برجستگي آن به حساب مي‌آيد، نقش غير مستقيم كلام رهبري در خواست و شكل گيري يك اتفاق است. در واقع با شكل گيري يك دولت كه خود را سرباز ولايت مي‌دانست، كم كم شاهد تلاش مومنان براي رسيدن جايگاه اصلي جامعه‌شان يعني توجه واقعي به خواست رهبري جامعه بودند. هرچند نمي‌خواهيم وارد جزئيات بشويم و درباره هزينه كردن يا نكردن در امور اجرائي صحبت بكنيم اما اينكه در ادامه نگاه دولت اجرائي براي سربازي ولايت، اين بار شاهد اختلاف و اشتباهات درون گفتماني و علني شدن و وسعت آن به اين شكل بر سر موضوع پيروي از ولايت بوديم و در واقع سبقت در اطاعات از ولايت و نشان دادن ارادت به او تبديل به يك موضوع مهم در بالاترين سطح و به شكلي كاملا عريان تا آنجا كه موجب مشغول شدن قسمت زيادي از جريان اطلاعات و بدنه اجرائي شده، يك روزنه روشن و يك گام بلند براي دست يافتن به جامعه آرماني يعني محور قرار گرفتن خواست ولي بر مومنين كه هدف غائي جامعه عصر ظهور است. اينها همه از نشانه‌هاي واضح و زيبا و براي شدمن خطرناك پايان يافتن عصر غيبت و آماده شدن جامعه مومنانه براي پايان يافتن 14 قرن دوري از امام و عدم اطمينان از اطاعت از او در اثر رشد نيافتگي بود… .

جامعه ما هم اكنون با پيدا شدن چنين چشمه‌هايي در سرزمين زير كشت خود، آينده بسيار نزديك و روشني را براي خود رقم مي‌زند. جامعه‌اي كه با حل شدن اوليات برخورد مومنان با يكديگر به سمت اطاعت بزرگ قدم بر مي‌دارد


پاسخ‌ها

  1. سلام علیکم.
    خدا قوت!!
    دلم برا وبلاگتون تنگ شده بود…
    راستی تازه از کربلا اومدم…جای همه ی بچه بسیجی ها خالی…!27رجب نجف اشرف و شعبان کربلا…

    اگه لایق باشیم دعاگوی همه ی دوستان بودیم!نمی دونم چرا ولی شما رو سحرهای شعبانیه تو کربلا یاد می کردم…
    دعامون کنید…
    ز کربلا اومدم این دل جامونده تو حرمت…
    قرار دل ز کفم برده غبار رو حرمت…
    —————————————————————-
    سلام كربلائي
    زيارت قبول
    شرمنده‌مان مي كني…
    از اينكه دوستان بامرام و معرفتي مثل شما دارم واقعا خوشحالم
    اميدوارم بتونم جبران كنم
    ولي فكر مي‌كنم اون موقع‌ها كه شما يادي از ما مي‌كردي يك تغييرات حال و هوائي هم در من ايجاد مي شد.. نمي دونم…
    همچنان محتاج دعاتم…
    يا علي


یک پاسخ بگذارید

پاسخ شما:

دسته‌ها