
آيا کسانى که مرتکب بديها و گناهان شدند گمان کردند که ما آنها را همچون کسانى قرارمىدهيم که ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند که حيات و مرگشان يکسان باشد؟!
اول از همه اعياد و مواليد بسيار خجسته همه عالم، از انس و جن را بايد تبريك بگم. در حقيقت اين روزها كه كم كم قرين ميشود به ماه ميهماني خدا، آنقدر شيرين و جذاب است كه انسان به قولي دلش ميخواهد خودش را در آغوش خدا رها كند. حيف كه آنقدر كثيف و آلودهايم كه رويمان نميشود به درگاه او برويم، چه برسد كه داخل شويم و در آغوش محبتش جاي بگيريم. اما از آنجا كه در فطرت ما آتش رسيدن به او وجود دارد، و هرچند جاذبههاي زشت و كثيف دنيائي مانع ميشود، اين شوق پاكيزه شدن براي رسيدن به او وجود دارد. فقط بايد چشماهايمان را از دست نداده باشيم تا بفهميم. و اگر كور باشيم كه… .
اما نمي خواستم در اين روزهاي شيرين با دشمنيهاي عدهاي نادان و يا مغرض تلخي ايجاد بكنم، اما از آنجا كه گاهي شاهد حمله دشمنان عقايدمان هستيم، بد نيست جهت تقويت عقايد و اطلاعاتمان به عنوان كار جنبي فعاليتي بكنيم. اخيراً در سطج بسيار محدودي در فضاي كاملاً مسخرهاي به موضوعي پرداخته شده كه طرحش آنقدر بي ارزش است كه شايد عدهاي از دوستان پرداختن به آن را به خاطر عدهاي افراد حقير، بيهوده فرض كنند. افرادي كه هر از گاهي با طرح موضوعي بيشتر درصدد رفع حقارت خود بوسيله فضاي مجازي هستند…

اولاً اينكه در همه جاي جهان و توسط همه اعدام صورت ميگيرد، حال با كم و زياد، به شكلهاي متفاوت، مستقيم يا غير مستقيم. همانطور كه در قتل ما شريك قاتل و همدست و افرادي كه در قتل همدست هستند داريم. در آمريكا كه چندي پيش بوش حكم اعدام كسي را امضا كرد و در اسرائيل هم اگر نگوئيم روزانه ولي هر از چند گاهي به راحتي از كشته شدن فلسطينيها ميشنويم. در ساير كشورها هم از چين گرفته كه براي مفاسد اقتصادي اعدام ميكنند داريم تا كشورهايي كه غيرمستقيم و حتي با سكوتشان به انجام قتلهايي در سراسر اين كره خاكي مشغول هستند. لازم نيست در فرانسه، هلند، آلمان و يا هر كشور ديگري وسط ميدان شهر كسي را اعدام بكنند، همينكه از اسرائيل حمايت ميكنند يعني در اعدامها و قتلهاي او شريك هستند. كه البته يك مثال بسيار عريان و ساده و پيش پا افتاده است. اين مظاهر مثلا تمدن، كدامشان جزاي مجرم را رها كردن ميدانند؟ مگر اينكه مرغ همسايه را غاز بدانند و برخوردشان با مسائل مثل يك كشوري باشد كه سلطنتي اداره ميشود و درصدد اين است كه در بقيه كشورها دموكراسي ايجاد بكند، و يا كشور مطابعت كنندهاي، چون بي چون و چرا در خدمت سلطهگر هست و نفت ميدهد، اشكال نداره كه دموكراسي نداشته باشد و پادشاهي اداره بشود.
اينكه دست گذاشته شود روي ايران و بگوئيم «چرا اعدام؟» ناشي از عدم توجه به واقعيات و فرار به جلوست. مگر چه كساني اعدام ميشوند؟ عدم توجه به واقعيات از اين نظر كه مثلاً شما يك بدن سرما خورده داريد با ميكروبهايي كه اگر كشته نشوند شما را از پاي درخواهند آورد؟ خب اينها را نكشيد تا بيايند شما را بكشند. شايد گفته شود خب زنداني شوند، اما بايد بگويم كه در قصاص يعني جائي كه كسي شخصي را كشته، در همين قصاص يا اعدام، تسكين و آرامش براي داغ ديده و اخطاري براي ساير ميكروبهاست. يعني وقتي يك ميكروب ديد كه با حمله به بدن از بين خواهد رفت، ديگر جرات نخواهد داشت، آيا بازدارندگي از بين رفتن يك ميكروب كمتر از ساير مجازاتهاست؟ مجازاتهايي كه به هر شكل امكان فرار از آن وجود دارد. آيا كسي كه كمر به قتل ديگران بسته بايد زنده بماند، كسي كه احترام براي زندگي ديگران قائل نيست، يعني به راحتي، خود به اعدام و نابودي ديگران اقرار ميكند، و آنرا قبول دارد، آيا بايد كاسه از آش داغتر شد؟ بايد همانطور با او رفتار بشود كه خود او قبول دارد. خود او نابودي ديگري را قبول دارد، (آن هم بدون دليل) و ما چه داعيهاي داريم كه بر ضد نظرش، به دفاع از زندگي او كه مساوي با نابودي ديگري است، رفتار كنيم. و فرار به جلو از اين جهت كه به سوال درباره رفتارهاي دوگانه مظاهري كه آنها را برتر ميداند، پاسخ ندهد. آيا بايد باور كنيم كه عدهاي دلشان براي انسان سوخته؟ براي يك آدم كش ناراحت ميشوند ولي براي صدها هزار فلسطيني، عراقي و افغاني و… كه بيگناه كشته ميشوند هيچ عكس العملي نشان نميدهند.. آيا اين مضحك نيست؟ گاهي با خودم فكر ميكنم شهوت (هر چيزي كه فكرش را بكنيد، از قدرت تا هر چيزي) با عقل چه ميكند كه اينچنين جاي حق و باطل را جابه جا ميكند؟
آيا بايد ميكروب ها را زنده نگه داشت تا فجايعي مثل ريگي را به بار بياورند. فجايعي كه نه به خاطر كشتن عضوي از آنها بود كه زيرا قبل از اين هم دست به كشتار زده بودند، و در حقيقت اين كشتار ريشه در اصل آنها يعني عقايدي كه به خواست آمريكا به عنوان بدل اسلام عرضه ميشود. به حكم دين ساختگي خود، به دلايل پوچ، فقط براي رسيدن به اهداف خود، كاري را ميكنند كه حتي سردمداران آنها در عربستان هم به اين شكل فقط در حد حرف آن را قبول دارند…
«در منطق تبليغاتى امريكا و شبكهى تبليغاتى صهيونيستى، اعدام قاچاقچيان هروئين در ايران، نقض حقوق بشر است؛ ولى ربودن مردم لبنان و بمباران روستاها و تيرباران بىپناهانى كه از روستاى خود گريختهاند، حتى خدشهيى هم در حقوق بشر نيست! »
«مىگويند: «حقوق بشر در ايران، تضييع مىشود.» وقتى مىگوييم «دليلش را بگوييد و مثال بياوريد»، فهرستى ارائه مىدهند و مىگويند: «شما اينها را اعدام كردهايد.» اينها چه كسانى هستند؟ قاچاقچيان هروئين و مرفين. يعنى محكومين به اعدام كه يك بار اعدام برايشان كم است و اگر مىشد بيش از يك بار اعدامشان كنند، جا داشت. آيا اين نقض حقوق بشر است؟! »
«يكى ديگر از اين سازمانها، اسمش «عفو بينالملل» است. علىالظاهر هم، هيچ انگيزهى سياسىاى – مثلا، ضديتى با فلان و فلان – ندارد. حالا عفو بينالملل را خفقان گرفته است! در بوسنى هرزگوين چندين هزار مسلمان را مىكشند و مثل برگ خزان روى زمين مىريزند، اينها اصلا پيدايشان نيست؛ اما وقتى ما يك جاسوس خبيث و يك خبرچين بدجنس را مىگيريم و حكم اعدام – كه بسيار كمتر و كوچكتر از جنايات او به اين ملت است – برايش صادر مىشود، عفو بينالملل، دنيا را روى سرش مىگذارد كه در ايران، چنين و چنان كردند! اينها بىطرفند؟! اينها غير سياسىاند؟!»
… به اين مطلب ممكن است اضافه شود.

ممنون. حرف می زنیم.
By: کمانگیر on آگوست 6, 2008
at 8:20
سلام بر شما
آدرس جدید شما را لینک کردم.
…………..
سلام عزيز
دارم لينك شما را اضافه مي كنم… ممنون
By: رحمان on آگوست 6, 2008
at 11:12
[...] اگر شما ميكروب ها را نكشيد، آنها شما را خواهند كشت (گام … [...]
By: يك وبلاگ نويس اعدام شد! « آهستان on آگوست 6, 2008
at 2:53
خوشحال می شوم به سوالات زیر پاسخ دهید:
1- می شود لطف کنید و آمار اعدام چند سال اخیر در کشورهای نروژ،سوئد، فنلاند، هلند و … را از یک منبع رسمی اعلام کنید؟
2- منظورتان از حمایت از اسراییل همان عدم حمایت از حماس است؟
3- آیا نقض حقوق بشر از آنانی که دم از حقوق بشر می زنند، مجوزی است برای نقض حقوق بشر از سمت ما؟
4- فجایعی مثل ریگی – که بنده هم در مورد فاجعه بودن وی با شما هم نظرم – در دل کدام سیستم و کدام شرایط به وجودآمده اند؟
5- به نظر شما همه سازمان های بین المللی تحت الحمایه آمریکا و امپریالیسم و صهیونیست ها هستند؟
By: آرش بهمنی on آگوست 6, 2008
at 3:45
[...] اگر شما ميكروبهاي بدنتان را نكشيد، آنها شما را خواهند… [...]
By: «يعقوب ميرنهاد» « اسماعیل نیوز on آگوست 6, 2008
at 4:22
تولد و رشد میکروبها در بدن تقصیر خود میکروبها نیست فقط! همه ی جامعه در این مورد مسئول هستند. کمی ادب هم بد نیست البته
—————————————————————
بيشتر از كمي هم لازم است… منظور؟ x-(
By: amin on آگوست 6, 2008
at 7:08
مهمترین نکته ای که تمام موافقان اعدام یعقوب میر نهاد «آگاهانه» و «به عمد» از پرداختن به آن طفره می روند٬ این است که اتهام وی در دادگاه صالح و با حصور هیئت منصفه و وکیل مدافع اثبات نشد. اصلا بحث بر سر اعدام وی نیست. بحث بر سر چگونگی آن است.
از قتل عام مسلمانان در بوسنی و هرزگوین گفتید. باعث خجالت است اگر نمی دانید که کشوری که جلوی این نسل کشی را گرفت آیالات متحده آمریکا بود. بمب افکن های امریکا صربستان را بمباران و انها را مجبور به آتش بس کردند. چند هفته پیش هم کسی را که مسئول مستقیم این قتل عام بود دستگیر کردند و در حال گذراندن مراحل دادگاهش است . مثل میرنهاد سر ضرب اعدام نشد.
فرموده اید: «در همين قصاص يا اعدام، تسكين و آرامش براي داغ ديده و اخطاري براي ساير ميكروبهاست.»
جدا باعث تاسف است که شما هنوز با افتخار اعدام را تسکینی برای داغ دیدگان می دانید. روح عرب جاهلی به وضوح در موضوع قصاص جاری است. روح انتقام و خون در مقابل خون. در جوامع غربی اگر هم اعدامی صورت می گیرد نه برای خنک کردن دل داغ دیدگان بلکه برای خلاصی جامعه از کسی است که به هیچ روی امید اصلاح وی نیست. (هر چند من با آن هم موافق نیستم.)
————————————————————————
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8705150219
By: مرد نامریی on آگوست 6, 2008
at 9:27
جاسوسها باید بمیرند..
هلاکت مهرنهاد افغانی را به همه شیعیان و اهل سنت استان خصوصا مولانا عبدالحمید تبریک میگوییم …
بنیامین جاسوس دیگر در بین ما نیست
خداوند عذابش را در آن دنیا افزون گرداند که سبب یتیم شدن فرزندان زیادی در استان شد
خدا لعنتش کند
راستي مگر وبلاگ نوشتن مي تواند سبب مصونيت قضايي افراد شود و افراد جاسوس مي توانند با نوشتن وبلاگ و يا فعاليت در پوشش ان جي او به جاسوسي بپردازند . همانند انجم جوانان صداي عدالت با ده نفر عضو كه بعقوب مهرنهاد افغاني ايجاد نموده بود .
—————————————————————————————-
بله متاسفانه
همه چيز را به نفع خود قلب ميكنند
دروغ مي گويند
به راحتي
به راحتي…
By: جاسوس on آگوست 7, 2008
at 10:32
[....] به امامت ائمه معصومینت تبارت رهبرت و تمام هستیت
_______________________
ناسزا حذف شد!
By: d;d on آگوست 7, 2008
at 4:16
آیا دست یعقوب مهرنهاد
به خون کسی آلوده بود؟
آیا نقش و یا همکاری ایشان در حداقل یکی از عملیات های تروریستی این گروه اثبات شد؟
سری به وبلاگ ایشان بزنید و مطالب یک سال اخیر ایشان را بخوانید.
آیا بویی از خشونت و حمایت از گروهی تروریستی و اقدامات آنها به مشام شما می رسد؟
ظاهرا شما هم در قدرت غرق شده اید
چگونه این قدر راحت حکم به محکومیت و اعدام یک جوان می دهید؟آیا دلیل محکمی برای این حکم قاطع خود دارید؟ (آیا از فردای قیامت و روز جزا ترسی ندارید که این گونه راحت در مورد بندگان خدا حکم می کنید؟)
شما که بهتر از من از وضع بازداشتگاه های وزارت اطلاعات و نحوه بازجویی آنها آگاهی دارید. ای کاش ایشان را در یک دادگاه و با حضور وکیل محاکمه میکردند. وجدان عمومی حامعه هرگز اشتباه نمی کند. اگر سوال های بی جواب بی شمار و اعتراض وجود دارد به علت قانع نشدن افکار عمومی است و نه تحریک بیگانگان که مطمئن هستم سالهاست کسی اهمیتی به آنها نمی دهد.
By: reza on آگوست 8, 2008
at 7:56
به نظر من اصلا میرنهاد وبلاگ نویس نبوده است، من اینو در این نوشته اثبات کردم:
http://negaheno.wordpress.com/2008/08/09/mirnahad
من ماندم چرا دارن جار و جنجال راه می اندازند که یک بلاگر را کشتند، اصلا کدام بلاگر این آقا وبلاگش توسط مدیر فنی بروز میشه نه خودش آیا او بلاگر به حساب می آید؟
اگر وقت کردی این دو تا رو هم بخوان:
ضرورت احترام به حکومت قانون
http://negaheno.wordpress.com/2008/08/07/hokoomate-ghanoon/#comment-950
http://negaheno.wordpress.com/2008/08/07/hokoomate-ghanoon/#comment-954
اصلا چرا هیچکس نمی گوید پادشاه لخت است و لباس تنش نیست؟
این دوستان ما که امروز از دشمنان هم بدتر با ما حرف می زنند یادشان نیست خودشان با توهم خودشان لباس تن این آقا کرده اند نه کس دیگری حالا من ماندم چرا چنین می کنند؟
واقعا در فضای پر از نفرت کنونی آیا می توان انتظار حقوق بشری داشت؟
By: مهدي مصطفايي on آگوست 10, 2008
at 3:49