البته ميخواستم اين مطلب را در ايام كنكور بنويسم اما ماند تا امروز؛ اما اين روزها يكي از بحثهاي داغ جوانان محترم انتخاب رشته است…
مسجد محلمون يك كتابخونه داره كه معمولا پاتوق پشت كنكوريهاست. هميشه ايام كنكور ميبيني يك عده پايه ثابت نماز جماعت ميشوند تا چند روز بعد از كنكور و ديگه نميبينيشون… . يا يكسري رفيق ما داشتيم كه يكسال قبل از كنكورشون پايه ثابت مسجد بودند معمولا زودتر مياومدند و ديرتر هم ميرفتند. جانمازي داشتند كه بيا و ببين. زيارت عاشورا بخون، چند دقيقه بعد از نماز بيشتر ميموندند و قرآن جمعي رو ميخوندند و خلاصه لذت ميبردي كه ميديدشون.
گذشت تا الان كه به زور تشريف فرما ميشوند و نهايت ماندن بعد از نمازشان هم يك دقيقه است. حتي براي صلوات و ذكر تسبيح هم نميمونند.
نمي دونم چرا، اما خيلي از دستشون كفري بودم و در ضمن هم نميدونستم كه چطور بايد بهشون تذكر بدم. البته چند بار تيكه بهشون انداختم، اما… . تا اينكه روابطمون خيلي سرد و كم شد. آخه ناسلامتي ما هم آدميم. اون خداست كه عادت كرده اما من وقتي ميبينم كه تا گير كنكور و اين جور چيزها هستند، مسجد تشريف مييان اما وقتي كارشون انجام ميشه و به قول معروف خرشون از پل ميگذره… . البته كارهاي هم نيستم، اما از يك طرف دلم ميسوزه، از يك طرف فكر ميكنم يك منافق بازي عجيب پشت اين كاره، يعني اينكه در واقع داره به خدا ميخنده، يعني… .
اينقدر براي اين موضوع شاكي و ناراحت هستم كه يكسري حرفهام رو سانسور كردم… .
آخرش اينكه به اين نتيجه رسيدم، شايد اين يك نمونه عريان و زشت و وقيح اين كار باشه اما خودم و كلاً آدمها همينطور هستيم. چرا وقتي وقاحت به اين شدت رو ميبينيم، چرا مثالهاي مخفيانه رو نميبينيم؟
خودمون هم كم و بيش و هرچند كمرنگ باشد، به اين بيماري نمك نشناسي دچار هستيم… اما چقدر خوب است كه خدا، خداست…
البته اين قضيه پشت كنكوريها و مسجد يك نيمه پر ليوان هم داره كه نامردي ميكنم و نمينويسم!

البته اين قضيه پشت كنكوريها و مسجد يك نيمه پر ليوان هم داره كه نامردي ميكنم و نمينويسم!
در همين زمينه، ميشود روي اين آيه و ربطش فكر كرد:«آرى، شما همان گروهى هستيد که براى انفاق در راه خدا دعوت مىشويد، بعضى از شما بخل مىورزند؛ و هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است؛ و خداوند بىنياز است و شما همه نيازمنديد؛ و هرگاه سرپيچى کنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مىآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مىکنند).»/سوره محمد (صلي الله عليه و آله) -38
بيربط نوشتـ…………………………………………………………………….
1. اين فرند فيد بدجور ذائقه وبلاگ نويسي من رو تغيير داده. البته اين وردپرس دات كام هم بي تاثير نبوده
2. چند آدرس قبلي و آدرس هاي بعدي وبلاگ را هم درست كردم كه اگر كسي خواست لطف بكنه و لينك بكنه مشكل نداشته باشه. از فارسي به انگليسي تغيير كرد.
3. فكر ميكنم يك كاسهاي زير نيم كاسه اين ورد پرس هست. اول اينكه اين ميزبانهايي كه تبليغات نميگذارند، پس از كجا تأمين ميشوند، علاوه بر اينكه عاشق چشم و ابرو من هم نيستند! علاوه بر اينكه در آخر همه صفحات وردپرس اين علامت :
وجود داره… فكر ميكنم يكي داره مطالب كاربران رو جاسوسي و آنالايز ميكنه…

سلام . اینکه خیلی خوبه حتی به خاطر حاجتشون رو هم که شده چند روزی به قول شما بساط سجادشون پهنه ، پس اینارو چی میگید که خیلی طلبکارانه به خدا میگن :” تا حاجتمون رو ندی و یا کنکور قبول نشیم ، نماز نمی خونیم و روزه هم نمیگیریم ” بیچاره ها فکرکردند که خدا محتاج نمازهای کلاغ پر اینهاست .
———————————————————————-
سلام
شايد يك قسمتي از مطلبي كه نامردي كردم و ننوشتم همين نكته باشه…
ممنون از نظرتون
توسط: دلسوخته در آگوست 4, 2008
در 11:00
اون علامت پائین وبلاگ ها لوگوی استت وردپرسه. توی وبلاگ من هم که از استت وردپرس استفاده می کنم هست ولی احتما نمی شه دیدش.
وردپرس . کام هم اشتانتیون!! وردپرس. اورگه که اونجا شما تبلیغات می بینید.
————————————————
«…که اونجا شما تبلیغات می بینید.»
؟
توسط: محمد علی در آگوست 4, 2008
در 3:46