بحث داغ اين روزها در عالم مضحك خبري – سياسي ايران، آمدن و يا نيامدن، اين شخص يا آن فرد براي رياست جمهوري است. از بازيهاي مسخرهاي كه حتي در مورد افرادي كه اظهر من الشمس است كه خودشان هم خواب تائيد صلاحيتشان را نميبينند، و يك قل و دو قلهاي اهالي رسانههاي خبرسازي و تخريب كه بگذريم، بايد به اين نكته برسيم كه هنوز مدعيان حزب و دسته و گروه عامه مردم كشورمان را نشناختهاند. در اين مورد، اول اين كه قبلا گفتيم اساساً حزب نه تنها امري مفيد نيست، بلكه بيشتر به عقاب است تا صواب. قبلاً هم براي اثباتش از بيانات رهبري به عنوان كسي كه سابقه اجرائي و مديريتي منحصر به فردي در ايران و در جهان (قسمت دوم را فقط براي خودم و كساني كه اطلاع بيشتري از احوالات رهبري و ديد بازتري دارند نوشتم، خواهشاً توقف نكنيد!) دارد، استفاده كرديم. آنچه شاهد اين كلام است، اصرار مدعيان حزب و سياست كه بيشتر بيارزش و يا يدك كش عنوان ارزش هستند، بر احتمال زياد شكست احمدينژاد در اين انتخابات و همنوا شدن عدهاي همچون مؤتلفه با اصلاح (افساد) طلبان است. حتي كساني كه به ذهن خود، شكست احمدينژاد در افكار عمومي مردم را ميدهند، نيز در اين دسته بندي قرار ميگيرند.
عدهاي تخريب را از همان دور دوم انتخابات و با مبنا قرار دادن شيخوخيت شروع كردند و با انتقاد و در حقيقت تخريب دولت نوپا (تا آنجا كه اعتراض رهبري را هم به دنبال خود داشت) ادامه دادند و اين روزها ديگر ساعتي و لحظهاي با رسانههاي مختلف، با كمك شايان توجه برادران اصولگرا (ناميده شده)، به اين مسئولت خطير محول شده به آنها ميپردازند.
به نظر ميرسد اين روزها عدهاي كار خود را سبك تر ميدانند. از طرفي شاهد امتحان خداوند، بوسيله خشكسالي و سرماي شديد در ايران هستيم و گرانيهاي جهاني را هم شاهد هستيم. آنها فكر ميكنند كه از وظيفهشان از خبرسازي به كمي تقطيع كردن خبرها بر ضد دولت تقليل يافته و خيلي به انرژي بيشتر نياز نيست. و يا بار ديگر با محاسبات غلط خود گمان كردهاند كه احمدينژاد با طرح تحول اقتصادي گور رياست جمهور خود را كنده است. آري، كار جبهه تبليغاتي دشمن انقلاب در رسانههاي داخلي امروز از خبرسازي به تحريف تقليل پيدا كرده.

احمدينژاد موهايش هر روز به شدت سفيدتر و چهرهاش شكستهتر ميشود، آيا پنج سال ديگر با عصا از رياست جمهوري خواهد رفت؟
اما به راستي اگر احمدينژاد نيايد چه ميشود؟ به نظر بنده كه هيچ نميشود. فقط شاهد چند اتفاق ناقابل خواهيم بود:
ديگر كسي به سفرهاي استاني براي نشان دادن مشكلات مردم به وزيران و مسئولين نخواهد رفت…
ديگر پيرمرد مستمندي با ديدن رئيس جمهورش خوشحال نخواهد شد…
ديگر كسي نيست تا با زبان مردم و نه با ادبيات قلمبه و سلمبه با آنان سخن بگويد
ديگر كسي نيست كه سخن خود را با ياد و نام كسي كه زنده بودن و روزي خوردنش را مديون او ميداند، يعني امام زمان آغاز كند…
ديگر كسي نيست كه با همه نخبگان كشور گفتگو كند و با آنان جلسه بگذارد…
ديگر كسي نيست تا با پشتيباني رواني و تبليغاتي او در برابر دشمن براي گرفتن حق هستهاي تلاش شود…
ديگر كسي كه خود را در حقيقت سرباز و مديون رهبري بداند…
ديگر كسي نيست كه به جاي اينكه اينكه به دين و رهبري توهين بشود، به او توهين بشود و روزنامههاي اصلاح طلب به جاي حمله به دين به او حمله كنند…
ديگر كسي نيست تا غذاي خود را از خانه همراه بياورد…
ديگر كسي نيست تا به جاي خوشگذراني كار بكند…
ديگر كسي نيست تا سخن از ارزشها و امام اين ملت بگويد…
ديگر كسي نيست كه شجاعت اجراي برنامههايي مثل سهميهبندي يا طرح تحول را داشته باشد…
ديگر كسي نيست كه صهيونيستها برايش نقشه قتل بكشند و در كنار سيد حسن نصرالله محبوب باشد…
ديگر كسي نيست كه حزب نداشته باشد، تاسيس نكند و يا حزبي از او دفاع كند…
ديگر كسي نيست كه تا در رسانههاي بيگانه سخن از ايران ميشود و چه آن موضوع به احمدينژاد ربطه داشته باشد و چه نداشته باشد، عكس او را به عنوان نماد ايران استفاده كنند و تعارضي بين رهبري و او نبينند تا از او دفاع كنند…
…
همانطور كه گفتم هيچ اتفاقي نميافتد… . حيف كه احمدينژاد ميآيد…
محض اطلاع هم بايد بگويم چند اتفاق هم ميافتد: خشكسالي و سرماي بيسابقه در 40 سال گذشته ديگر رخ نميدهد… با گران شدن نفت، ديگر اجناس هم گران نميشود… آمريكا با ايران دوست ميشود و تحريمهايش را بر مي دارد… تورم به صفر و زير صفر ميشود و ديگر محتكر، گرانفروش و از اين قبيل افراد نخواهيم داشت و چند اتفاق با مزه ديگر…

قلبم با خوندن این یادداشت درد گرفت.
توسط: مهدی در ژوئیه 27, 2008
در 1:03
ستون پیامهای مردمی روزنامه کیهان :
از رییس جمهور به خاطر این که روزی 22 ساعت برق داریم تشکر میکنم. زمان رضا شاه اصلا برق نداشتیم – پرویز فتاح هستم کارمند وزارت نیرو
پیام خاصی ندارم . فقط میخواستم بگویم امیدواریم آقای احمدی نژاد مجددا رییس جمهور شود . والا ما از نان خوردن می افتیم . – ابراهیم نبوی , نیک آهنگ کوثر و چند تماس دیگر از بلژیک و کانادا و چند جای دیگر
از آقای احمدی نژاد به خاطر کاهش سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر به 17 در صد تشکر میکنم – فتح علی شاه قاجار هستم از اعماق تاریخ
___________________________________________
به..به… جناب مازيار… مدتي بود ازتون بهرمند نبوديم…
جدا از همه دعوت ميكنم اگه علاقهاي به مطالب وبلاگ ندارند، كامنتهاي ايشان را پيگيري كنند. اصلاً يكي از دلايل وبلاگنويسي من خواندن كامنتهاي ايشان است…!
در همين راستا اين را هم بخون:http://friendfeed.com/e/1ace0356-0448-41b2-a4f4-5ae766f24bde
توسط: مازیار در ژوئیه 27, 2008
در 12:28
صدها فرشته بوسه بر آن دست ميزند
كز كار خلق يك گره بسته وا كند
با آرزوي موفقيت براي همه كستني كه در راه اجراي عدالت از هيچ كس واهمه اي ندارند…
توسط: محمد در سپتامبر 1, 2008
در 2:58
به به احسنت مرحبا ماشالله كيف كردم از اين همه پاچه خاري مرحبا خدا عمر نوح بدهد شما را تا در ظل عمر با بركتتان بتوانيد اصحاب قلمي چون خودتوليد و صادر نماييد بنازم به اين قلم وزينتان خون ميچكد از قلمتان بجاي مركب مرحبا صد رحمت به كريم شيره اي ناصرالدين شاه و اون مليجك گور بگور شدش مرد حسابي اي كاش كمي منصف بودي فقط سر سوزني شايد رستگار ميشدي حالا شيطون چقدري گيرت مياد از اين خزعبلاتي كه نگاشتي جانم !!!!!
توسط: ديوونه در سپتامبر 7, 2008
در 12:18
تکذیبیه رضا امیرخانی
http://ermia.ir/Contents.aspx?id=169
X
توسط: علیرضا در سپتامبر 16, 2008
در 3:26
اگر احمدی نژاد نیاید چه میشود ؟؟ یعنی واقعا نمیدانید چه میشود ؟؟خب سوال از این راحت تر من نشنیده بودم . هیچی .اتفاقات زیر می افتد . هفتاد میلیوون ایرانی یک نفس راحت میکشند .البته همین هفتاد میلوون سوژه خنده هایشان را هم از دست میدهند . برای همین رئیس جمهور بعدی (آقای خاتمی عزیز ) باید به وزیر ارشاد دستور دهد تعداد فیلمهای کمدی را افزایش دهند که این خلاء پر شود . یعنی واقعا نمیدانید که مردم ایران در همین سه سال و اندی چقدر وضع معیشتشان بد تر شده است ؟ من فکر میکنم در تمام دنیا فقط در عراق و افغانستان مردم بدتر از ایران زندگی میکنند . شان یک ایرانی این است ؟ قیمت مسکن در مدت دو سال پنج برابر شد .. تورم 23 درصدی . خط فقز 870000 تومنی .بگیر و ببند های گشت ارشاد …افزایش بی رویه چای برنج روغن و کالاهای اساسی . خاموشی های پی در پی به علت ندانم کاری سالهای قبل در انگولک ساعت رسمی و عدم ذخیره انرژی و خسارت ششصدمیلیارد تومانی نیرو(طبق آمار وزارت نیرو ) انگولک ساعات کاری بانکها و نتیجه افزایش ترافیک شهری و و و اگه بخوام همه شیرینکاری های این آقا رو بنویسیم تا فردا هم وقت کم میارم …فقط همین قدر بگم که خود این شازده هم باورش نمیشد که طی یه رقابت انتخاباتی فقط مخالفهای آقای هاشمی باعث بشند که رای بیاره .. هفده میلوون رای در شرایطی که چهل میلوون واجد شرایط در یک ماراتن دو نفره ناپلئونی یعنی اینکه بیست و سه میلیوون مخالف !! تازه تو همین سه سال ایشون همون هفده میلوونشونم از دست داده اند . خرداد خواهیم دید (البته اگه تقلب در آرائ نشد علی الخصوص با این وزیر کشور قلابی !!)
توسط: فریاد خاموش در اکتبر 23, 2008
در 10:31
راستی یعنی شما اینقدر مطمئنید که دوباره برگزیده میشه که نوشتید پنج سال دیگر با عصا از ریاست جمهوری خواهد رفت ؟؟؟ خواب دیدید خیر باشه !! همین سال آینده از ریاست جمهوری خواهد رفت ..البته نه با عصا بلکه با یه جاروو به سمت شهرداری !!
توسط: فریاد خاموش در اکتبر 24, 2008
در 8:34
خلسه از اهم القاييات:
>از بيانات رهبري به عنوان كسي كه سابقه اجرائي و مديريتي منحصر به فردي در ايران و در جهان (قسمت دوم را فقط براي خودم و كساني كه اطلاع بيشتري از احوالات رهبري و ديد بازتري دارند نوشتم، خواهشاً توقف نكنيد!).
>بر احتمال زياد شكست احمدينژاد در اين انتخابات و همنوا شدن عدهاي همچون مؤتلفه با اصلاح (افساد) طلبان است.
>از طرفي شاهد امتحان خداوند، بوسيله خشكسالي و سرماي شديد در ايران هستيم و گرانيهاي جهاني را هم شاهد هستيم.
با توجه به ترشحات القايي منتصب به جريان ضد امپرياليسم داخلي و خارجي داش شعبون كه از اهالي روستاي اونور كوه هستند، بيانيه اي بدين شرح در وصف اوضاع عدم ظهور اقاي احمدي نژاد در كسوت ابرقدرت اول جهاني درج ميشود:
ديگر خيل كيلويي نامه هاي شكلاتي» ببخشيد»شكوايي از نان تا كار به دفتر رييس و وزراء نخواهد رسيد(تعبير به كاهش رشد علمي كشور شود).
ديگر خيل پير و جوان(از همان نامه بدستان) با ديدن رئيس جمهور به ياد چوپان دروغ گو و نفت سر سفره نمي افتند(منهاي حزب»ببخشيد»گروهك جو گيران دوران***خدا شهيد عباس دوران را با صاحب عصر همنشين كند ،خوشا او كه رفت و اين مدعيان زنده كش را نديد ***).
ديگر كسي نيست سر مردم را به دروغ خودشان ،شيره وارداتي بمالد .
ديگر كسي نيست حالةالنور را درك كرده باشد ولي محول الحول نگردد.
ديگر كسي نيست كه براي كلاسه نرفته يك فوق العاده با نخبگان بگذارد ولي چون هيچي تو كَتش نميره گربه خودشو تو بازار برقصونه.
ديگر كسي نيست كه با رمل خود علما سر خود اقايون علما را ببرد و درنتيجه وا اسلاما يي هم نداريم. ( رمل موجوديست كه براي اينده نگري علمي از ان استفاده ميشود)
ديگر كسي نيست كه ملت را خر (دور از جون) فرض كند.
ديگر كسي نيست كه شام امام (خميني) را بخورد ولي سينه اش را در حسينيه مصباحيه بزند.(به اصطلاح هايديگر گير شده باشد)اينم از عجايب اين مردم هفتاد رنگ.
ديگر كسي نيست كه شجاعت همرا با دجالت را داشته باشد.(اين نوع شجاعت فقط در دكون معاويه خال المسلمين پيدا ميشود)
ديگر كسي نيست كه باعث به رسميت شناساندن توهمات و افسانهاي صهيونستي در سطح جهان گردد(البته از دوست ملت اسرائيل بيش از اين ها انتظار است ، كم كاري فرموده اند)
ديگر كسي نيست كه فتواي حزب»ببخشيد»گروهك پادگاني پله ترقي ايشان شود.
ديگر كسي نيست كه در شوهاي طنز خارجي به عنواد نماد ايران باعث به سخره رفتن مام ميهن شود.
بدين گونه بود كه ان مرد امد …
ان مرد در باران امد…
توسط: alisosho در اکتبر 26, 2008
در 10:23
من يكي كه هيچ اميدي به هيچ كانديدايي ندارم!
به هر حال تو اين سي سال همه جورشو ديديم! همشون عين همن! يكي مثل آقاي خاتمي اگه ميخواست الان شرايط اين نبود! ولي ميبينيم كه هست!
تازه اصلاح طلبها بسيار منفعل تر هستن تا محافظه كارها! شايد بهتره اسمشون رو عوض كرد
به نظر من تمام حماقتهاي دولت فعلي تقصيرش به آقاي خاتمي هم برميگرده كه با وجود هشت سال «فرصت» دقيقا «هيچ» كاري نكرد و اين افتضاح بزرگتري بود تا افتضاحات فعلي چرا كه اميد مردم به تغيير شرايط رو از بين برد! هشت سال زمان كمي نيست! نزديكه يك سوم عمر جيم الف الفه! ولي هيچ! اين يعني چي؟!
من يكي كه براي تسويه حساب شخصي هم شده به گروه مخالف ايشون راي ميدم چراكه ايشون فرصتي رو كه بايد، داشت و به بادش داد، فرصتي كه امثال من در اختيارش گذاشتن با هزار اميد ولي هيچ احساس مسئوليتي نسبت به اون احساس نشد! من شخصا بر خلاف ميلم به آقاي احمدي نژاد راي ميدم چراكه ميدونم ايشون حداقل به اونچه عقيده داره «عمل» ميكنه! و ديگه برام مهم نيست مملكت به باد بره! بزار ما هم مثل «نسل انقلاب» سهمي كوچك در تاراج مملكتمون داشته باشيم!
توسط: فرصت الـله در فوریه 1, 2009
در 1:08
سلام طبق گفتههای آقای مهندس احمد علی هراتی نیک صنایع فولاد، بزودی کارخانههای ذوب آهن باید درشون را ببندند زیرا دولت نرخ برق را برای کارخانهها بالا برده است، و ما بهیچ وجه با آهن آلات وارد شده نمیتوانیم رقابت کنیم. ما اگر کورههای بهتری داشتیم بهترین آهن دنیا را میتونستیم تولید کنیم. اما متأسفانه همینطور که آقای هراتی نیک گفته ما بخاطر لج کردن دولت با دنیا و تحریمهای مختلفه، آهن را با هزینهٔ خیلی بالا تولید میکمنیم. بهترین نفت را داریم ولی نمیتونیم تصفیه کنیم. بهترین سنگ آهن را هم داریم ولی باید از خارج آهن بیاوریم .
توسط: azadeh در آوریل 16, 2011
در 3:17