نگاشته شده توسط: mahdifani | جولای 13, 2008

شوخی با جنگ – سایت تابناک بعد از شروع جنگ -1

ابتدا اينكه جا داشت مثل هميشه مطلبي به مناسبت خجسته امروز داشته باشيم. به ذهنم رسيد كه هم از جنگ خنده‌آور سايت‌ها در راستاي تبليغات براي جنگ احتمالي(!!!) عقب نمونم و هم شايد لبخندي بر لبان هم بياورم. تصميم گرفتم صفحه اول برخي سايت‌ها را در اين ايام سرور در روز اول جنگ دربياورم. مشخص است كه جنگ امر مقبولي براي هيچ كس نيست و ما از آن نهي شده‌ايم.


پاسخ‌ها

  1. روزنامه جمهوری اسلامی میگوید
    «. كارگاه حذف و دفع را تعطيل كنید »
    بنام خدا
    با سلام
    حضرت امام (ره ) فرمودند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر نه يك كلمه كمتر ،كساني بودند كه مرجع و صاحب رساله وکسانی هم نه مرجع ونه صاحب رساله كه با گفته حضرت امام مخالف بودند .
    2/98 در صد از مردم ايران به گفته حضرت امام لبيك گفتند و جمهوري اسلامي نه يك كلام كم ونه یک کلام بيش را انتخاب كردند .
    آيا اكنون نيز همه آنها ميگويند جمهوري اسلامي يا تفكراتشان بر نمي تابد . حضرت امام قطع رابطه با استعمارگران چپ و راست را توصيه ميكردند آيا اكنون همان نظر است يا انديشه مصالح وسکولاریسم
    در اذهان بعضي از انقلابيون شكل گرفته .
    آري مجلس بايد تحت لواي فرمان ولي امر مسلمين نگذارد احدي بيگناه مجازات شود .
    اين كه اين ميگويد بايد چكار كنيم و آن ميگويد چنين ميكنيم و چنان ميكنيم بايد حذف شود ، احدي حق نداردبراي ملت سر فراز ايران كه در طول 31 سال گذشته با خون خود نوشت شهادت آري ذلت هرگز خط و نشان بكشد . گاهي يك خطا مملكت را دچار چالش ميكند و بحراني مي آفريند كه نظم نظام را به هم ميزند و اگر هوشياري نباشد سقوط حتمي است . همه برتحليل مقام معظم رهبري كه فرمودند دوست را جاي دشمن و دشمن را جاي دوست ننشانيد تاكيد دارند ولي آيا مقام معظم رهبري طي دو ماه گذشته فقط همين جمله را گفتند ؟ آيا این جملات را نگفتند ؟
    این انتخابات برخی خواص را مردود كرد و برخی جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد میدان شده بودند در مواردی اشتباه كردند.
    با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمی توان این مردم آگاه را فریب داد چرا كه دل این ملت، به نور ایمان روشن است.
    اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها خواهند بود.
    توصيه مي‌كنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دستهاي دشمن و گرگهاي گرسنه و كمين كرده را كه امروز بتدريج نقاب ديپلماسي را كنار زده اند ببينند و از آنها غفلت نكنند.
    اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهايي كه رأي نياورده اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين حركت، كساني هم كه رأي آورده اند طرفدارانشان را به خيابانها بكشانند پس اصلا چرا انتخابات برگزار مي شود؟ ضمن آنكه مردم چه گناهي كرده اند كه بايد به علت اين كارهاي ما، از كسب و كار و زندگي خود باز بمانند.
    تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريستهاي نفوذي و ضربه هاي تروريستي است: اگر در اين تجمعات اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن باكيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنشهاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟
    برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.
    آنچه در این میان از همه زشت تر بود دلسوزی مقامات امریکایی برای حقوق بشر و ادعای سخت گیری بر مردم ایران بود اما کسانی که در افغانستان و عراق آن جنایات را به وجود آورده اند و از رژیم ظالم صهیونیستی حمایت مادی و سیاسی می کنند، چگونه دم از حقوق انسان می زنند؟
    چرا اين گفته ها را آويزه گوشمان نكرديم . و بيراهه رفتيم آيا نبودند كساني كه در كنار امام (ره) بودند و داراي سوابق درخشاني بودند و پس از مدتي عليه امام توطئه كردند .
    مگر مقام معظم رهبري ميگذارد كساني كه نه سابقه اي در انقلاب نه نقشي در شكل گيري نظام جمهوري اسلامي دارند و نه امام را ميشناسند و نه امام آنها را ميشناخت همه كاره كشور شوند ؟
    آيا محسن سازگارا را كه مدعي تشكيل سپاه پاسداران است و نوار سبز بر دست دارد و با چهره اي بر افرخته سخن از سقوط رژيم ميكند و هدايتگر اغتشاشات اخير است جز ء سابقون در انقلاب نمي باشد ؟
    آيا اينكه بگوئيم كساني بدون سند و مدرك و به صرف تخيل به راحتي انگ مفسد في الارض بر مخالفان خود ميزنند قوه قضائيه را كه يكي از اركان اصلي كشور است زير سوال نمي بريم ؟
    آيا بنده و شما هم سخنان بيگانگان را كه ميگويند دادگاه فرمايشي است و اعتراف كنندگان وادار به اعتراف شده اند را تائيد نمي كنيم ؟
    اين تحليل كه دادگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي را كارگاه حذف و دفع بنامبم و بابازداشتگاه كهريزك مقايسه كنيم شرم آور نيست ؟

    محمد حسن غلامعلیان
    4/6/1388 شمسی

  2. «حقیقتی را که جانباز گفت و جانباز لمس کرد »
    محمد حسن غلامعلیان
    بنام خدا
    باسلام
    وشعری را
    نه
    حقیقتی را که فقط مجروح حس میکند
    در کاغذی معمول چاپ زدند
    وبا سوزنی ته گرد
    در انتهای راهرو
    آنجا که دیگر نه دری هست ونه پنجره ای
    به تابلوی اعلانات
    آویختند
    تاچند صباحی با همان تک سوزن بماند
    وشاید یکی خوشش آمد وآن را برداشت
    وسوزن ته گرد را دوباره
    در مخمل کهنه فرو کند
    تاروزی دیگر که شعری ، مطلبی ، دل نوشته ای
    از تبار حسینیان
    با همان سوزن ته گرد
    در انتهای همان راهرو
    که لامپش خیلی وقته سوخته
    در تابلویی که هیچگاه نویدی نداده
    وهیچ مسئولی از آنجا گذر نخواهد کرد
    چند روزی بماند
    وشاید یکی خوشش آمد و ….
    شهریور 1388 شمسی

  3. « ايـــــثارگران دنبال معجزه نباشند »
    بنام خدا
    باسلام
    به راستي با روي كار آمدن آقاي زريــبافان ايثارگران بايد منتظر معجزه اي باشند تا‌ به خواسته هاي معقول و منطقي آنان در دولت دهم جامه عمل پوشانده شود.؟
    اين مهم در دولت كنوني هم گره بسته چالشها و تنگناهاي ايثارگران را باز نخواهد كرد.چون تا زماني كه هر ارگان يا نهادي در وضعيت نا مطلوب مالي گرفتار باشد فرصتي به دست نخواهد آورد تا بتواندبه وظايف شرعي و قانوني خود عمل نمايد.
    اگر خوب دقت كرده باشيد در طول سي سال گذشته دولتمردان جناحهاي مختلف نه تنها سعي بر برداشتن مشكلات فراروي ايثارگران نكرده اند بلكه گاهاً با تصميمات نا بجا عدم رضايت رزمندگان ديروز و ملتسمين امروز را نيز فراهم كرده اند و ارباب جرايد و مسئولين نظام بعضاً در گفتار و رفتارخود مسائلي را مطرح نموده اند كه ذهن قاطبه مردم خصوصاً كسانيكه نه جنگ را ديده اند و نه آن دوران را لمس كرده اند نسبت به يادگاران انقلاب و دفاع مقدس مخدوش كرده ا ند.
    بايد اقرار كرد كه بعضي تصميمات عجولانه و كارشناسي نشده دست اندر کاران و انعکاس آن در رسانه هاي جمعي ضربات جبران ناپذيري بر پيكر اين قشر از جامعه فرود آورده و مي آورد كه مداواي جسمي و روحي آن شايد امكان پذير نباشد.
    فراموش نكنيم كه تاريخ ثبت لحظه هاست و اگر اينان به دلايلي امروز دم فرو بسته اند و با كمترين امكانات و بيشترين لطمات سازش نموده اند نه به واسطۀ آن است كه بعضي آنان را زياده خواه و منفعت طلب و …… ميدانند. شايد ……..
    محمد حسن غلامعلیان
    هشتم مهر ماه 1388 شمسی

  4. « آیا بهتر نیست مسئولین این بساط ویران کننده را جمع کنند؟ »
    بنام خدا
    باســلام
    گر مرد رهی میان خون باید رفت
    از پا فتاده سر نگون باید رفت
    تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
    خودراه بگویدت که چون باید رفت
    سال ( 57 13) اکثریت مردمی که از عملکرد شاه و اطرافیانش به ستوه آمده بودند در تظاهرات و راهپیمایی های گستردۀ با رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ستونهای ظلم و تبعیض کاخ ستم شاهی را ویران کردند و به حکومت ننگین خاندان پهلوی پایان دادند.
    در این میان عده ای شهید و برخی مجروح و زندانی گردیدند، ملت همه آمده بودند تا دست در دست هم نهند و پایه های نظام شاهنشاهی را فرو ریزند .
    در جنگ هشت ساله اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان وجوانان به جبهه رفتند تا سگی راکه زنجیر پاره کرده و به سرزمین ایران اسلامی یورش آورده تا به خیال خام خود این لقمۀ چرب و نرم را ظرف یک هفته ببلعد به بند کشند . او غافل از آن بود که ایران سرزمین مردان و زنان شیر دلی است که به هیچ متجاوزی در طول تاریخ رخصت تهاجم به خاکش را نداده و نمیدهد.
    اگر در گذر زمان گاهی دروازه ای به روی مهاجم گشوده اند به دلیل ظلم و تبعیضی بوده که از طرف فرمانروایان خودشان در حق آنان اعمال گشته.
    دشمن تا دندان مسلح با خفت و خواری از خاک ایران بیرون رانده شد و حمایت ابر زورگویان با سلاحهای گوناگون و دلارهای آمریکایی حاصل از فروش نفت کشورهای عربی هم نتوانست او را از ورطه سقوط به باتلاقی که خود بنایش را گذاشته بود نجات بخشد.
    مردان وزنانی که در طول انقلاب و جنگ تحمیلی و در گیریهای داخلی به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند بدون آنکه درصدی برای آنان از طرف کمسیونهای مختلف تعیین شود رفتند تا نزد خالقشان روزی بخورند و خوشا به احوالشان که نیستند تا ببینند با همرزمانشان چگونه رفتار میشود.یک روزسخن از پرداخت پول دراذای درصد به جانبازان وخارج شدن آنها از لیست بنیاد مستضعفان وجانبازان میکنند ودگر روز آنان را زیاده خواه و منفعت طلب میخوانند وروزی دیگر لایحه ادغام بنیاد شهید وامور ایثارگران وکمیته امداد و بهزیستی را مطرح و یک روز رشادت واز خودگذشتگی نسلی که تاریخ را انگشت به دهان نمود حاصل دیدن فیلمهای وسترن امریکایی و…….ایتالیایی میدانند و روز دیگر برای دو لیتر بنزین آنها را رسوای خاص و عام میکنند.مگر نه اینکه همه در تظاهرات و جنگ شرکت کردند تا به پیروزی برسند؟
    پس این قضیه کمسیونهای بی در و پیکر چیست؟این درصد های سفارش شده چیست؟ آیا بهتر نیست مسئولین این بساط ویران کننده را جمع کنند؟ و اگر مجروحی از انقلاب و جنگ باقیمانده به فکر مداوای جسم و روح آنان باشند یا آنان را به امان خدا رها کنند تابیش از این رسوای خاص وعام نگردند؟ آیا زمان آن نرسیده که دولتمردان و کرسی نشینان چاره ای بیندیشند تا هر روز شاهد ظلم و ستمی که برپیکر و روح مجروحان انقلاب و جنگ میرود نباشیم؟ به خدا سوگند که اگر امروز چاره ای نیندیشید فردا خیلی دیر است.
    محمد حسن غلامعلیان
    دوازدهم مهر ماه 1388 شمسی

  5. بنام خدا
    باسلام
    « هزاران آیا داریم وصد هزاران افسوس » محمد حسن غلامعلیان
    قسمت اول
    بعضی وقتها یک جایی هستی که احساس میکنی هوا نیست . نه اینکه هوا نیست . نه اینکه نیاز مبرم به ماسک اکسیزن یا اسپری داری ، نه ، اصلا” نفس کشیدن سخت است، دلت میخواهد از آن فضا خارج شوی و پر بزنی تا بیکران ، آنجا که دیگر سرت به اندازه یک گنبد تو خالی نیست ، جایی که دیگر سوزش سینه نداری ، آنجا که چشمهایت همه رنگها را زیبا و روشن می بیند، جایی که روی پاهایت می ایستی و دیگر نه عصا میخواهی نه چرخی که همیشه یک پایش میلنگد .
    باید ساعتها و روزها و ماهها و سالهابگذرد تااین کلام مقام معظم رهبری که( هیچ خدمت ومسئولیتی شریف تر ازآن نیست که انسان بتواند تلاش خود را در جهت حل مشکلات وتامین نیازهای بهترین فرزندان کشور ونمونه های ایثار به کار گیرد وبهترین خدمت را به آنان ارائه دهد) عینیت ببخشد .
    بعضی وقتها ، بعضی حرفها میزنند که احساس میکنی آن روزها و ماهها و سالهاکه در بند بودی و سخت تحت فشار استخبارات چگونه بود و حالا که آزادی… !
    بعضی وقتها، بعضی مسئولین ، بعضی مردم حرفهایی میزنند که احساس میکنی یا تو از مرحله خیلی پرتی یا مسئولین، یا تو اشتباه کردی یا دست اندرکاران ، راهی که تو رفتی درست بود یا راه اینها؟
    تها جم فرهنگی، تحریم اقتصادی، ، فرار از قانون، تلاش برای برهم زدن نظم عمومی، اغتشاش و یاوه گویی، جنگ با صدام تمام شد ولی نبرد هنوز ادامه دارد . تورا که پس از 24 سال خدمت کنار گذاشتند وتو که به خدا نامه نوشتی،بچه هایت که دانشگاه آزاد رفتند و مدرک گرفتند و حالا بیکارند . دخترت که مامایی خوانده و الان بعنوان فرزند مجروح جنگی در دفتر خدماتی آقازاده ای که پدرش زمان انقلاب رفت ودوران اصلا حات آمد……..اوکه نه تورا میشناسد ونه جنگ را و روزی هشت ساعت کار میکند و ماهیانه صد هزار تومان میگیرد یا پسرت که مدرکش را قاب گرفته و کاری برایش نیست و حرفها ی مردم که نیش به قلب مجروحت میزند و باز یک شب دیگر از عمرت میگذرد و افسوس اینکه چرا ار قافله عقب ماندی و به یاران رفته نرسیدی، وعده های مسئولین که با گذشت زمان خیلی بالا رفته اند و عینکی که به چشم دارند و دیگر تو را نمی بینند، مردمی که جنگ را ندیده اند یا آنان که اینک درتار وپود زمان فراموش کرده اند، جانبازی که دیگر تاب و توان از دست داده و مقابل بنیادی که بنیادش را برای او گذاشته اند و مقابل مجلسی که نماینده او در آنجا جلوس کرده و نهادی که رئیس جمهورش قرار است پول نفت را سر سفره مردم بیاورد خود را آتش میزند، نسبتهایی که به جانبازان سوخته در بی اعتنایی مسئولین توسط مسئولین داده میشود……….. معتاد بوده، جانباز نبوده ، زیاده خواه است! و جملاتی که گوشهای نیمه کرت اینروزها زیاد میشنود و غیرت و ایثار روزهای انقلاب و حماسه و نبرد و باز کردن معبر و ………. گویا آرام آرام از وجودت رخت بر می بندد ……….. ادامه دارد
    « هزاران آیاداریم وصد هزاران افسوس »
    قسمت دوم محمد حسن غلامعلیان
    حال دیگر قلمت را هم نمی تراشی تا پاسخی در خور به اینان دهی ، شاید در وجودت جنگی عظیم در گرفته و نهیبت می زند که اگر لیاقت شهادت را نداشتی امروز در بوته آزمایشی عظیم تراز شهادت قرار گرفته ای و وای بر تو که با زبان و قلمت دل دشمنان را شاد و روح شهیدان را آزرده خاطر سازی، بگذار هم رزمانت را هر چه میخواهند بنامند ، بگذار مردم خوب و فهیم که نه روزهای انقلاب و نه حماسه هشت سال دفاع مقدس ونه دردهای درونت را دیده اند تصور کنند چشمانت نمی سوزد . دندان در دهان داری . ریه ات آتش نگرفته و بوی تعفن شامه ات را نمی آزارد. صدایی وحشتناک گوش وسرت را آزار نمی دهد . بگذار آنها ندانند که که پاهایت توان رفتن را از دست داده اند . نگذار آنها بدانند خمیدگی کمرت از چیست . شلاقی را که با پایین آوردن درصد جانبازیت ، ندادن دارویت بر روح و روانت خورده فراموش کن …..
    مرفهین بی درد ، درد تو را حس نمی کنند، آنها روزنامه ها و سایتهای خبری را قبل از آنکه تو بدانی میخوانند و گمان میبرند که تو مملکت را چون مرغی میدانی که آب و دانه اش داده ای و بزرگش کرده ای و حال این مرغ مال توست و باید کبابش کنی و بخوری . آنها چنین میپندارند که سهم تواز این سفره رنگین نیاید این همه باشد .
    مگر تو چه کرده ای که باید خود روی چهل میلیون تومانی از خارج وارد کنی و گمرکی و عوارض آن را ندهی و در خیابانهای شهر جولان بدهی ، چرا تو باید پلاک مخصوص داشته باشی که هر جا اراده کردی تردد کنی به چه حقی سهم تو از بنزین نسبت به دیگران بیشتر باشد، آیا این همه فرش و یخچال و تلویزیون و وام مسکن و سفر زیارتی و سیاحتی و ….. واقعا” حقتان است؟ چگونه است که بهای بلیت قطار و هواپیما را نیم بها پرداخت میکنی؟ فرزند تو که حالا دیگر از سردردها و تشنج ها و سرفه ها و فریاد ها و هل دادن صندلی چرخدارت به تنگ آمده چرا راحت وارد دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور میشودوبیست درصد تخفیف میگیرد؟
    رزمندگانی که در اوایل جنگ حتی پلاک شناسایی هم نداشتندوروی لباسشان نام ونشان و کد شناسایی خود را مینوشتند و اکنون نیز برای تامین معاش خود مسافر کشی میکنند . کسانیکه محاسبات دقیق اقتصادی و سیاسی را نمی دانستند و هنوز سر خوش از پیروزی فرشته بر دیو بودند که ناگهان کشور خود را در محاصره دولت متجاوز عراق دیدند .
    بی غیرتی بود اگر بار سفر می بستید وخود را از مهلکه جنگ می رهاندید وتبعه کشورهای بیگانه میشدید ومدعی ثروت از دست رفته خویش میگشتید و آنگاه که جنگ به ظاهر تمام شد و آرامشی اندک به میهن بازگشت بیایید وادعای مال واموالی را بکنید که خود به سرقت برده اید .
    هنوز بیش از دو روز از جنگ نگذشته بود که ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران منقضی خدمتهای 56 و57 را که هیچ نام ونشانی در هیچ جایی از آنها برده نشده ونمی شود فراخواند ومستقیم به خط مقدم جبهه اعزام کرد ، اینها افرادی بودند که در ر ژیم طاغوت بیست وچهارماه در پادگانها و پایگاههای زمینی ، هوایی ، هوا دریا ، ، گارد شاهنشاهی و نیروی دریایی خدمت کرده بودند و بعضی از آنها در عملیاتهای گوناگون شرکت کرده و به فنون رزم آشنایی داشتند واکثریت قریب به اتفاق آنان دارای همسر وفرزند بودند . ادامه دارد
    « هزاران آیا داریم وصد هزاران افسوس » محمد حسن غلامعلیان
    قسمت سوم
    این افراد در کارخانجات یا سازمانهای دولتی یا بخش خصوصی مشغول به کار بودند ولی به محض آنکه فراخوانده شدند دست از کار کشیدند وداشتن همسر وفرزند وعدم رضایت پدر ومادر و……….. بهانه ای برای ماندن در شهر ودیار خود قرار نداده وروز چهارم شروع جنگ تحمیلی در طول 1336 کیلومتر مرز زمینی ودریای نیلگون خلیج همیشه فارس وپهنای آسمان بیکران ایران اسلامی به دفاع و بیرون راندن متخاصم دیوانه مشغول گردیدند . اینها نیروهای احتیاط بودند که مدت شش ماه در مناطق عملیاتی بدون دسترسی به امکانات اولیه مانند غذا وتلفن ومرخصی تا مرز شهادت پیش رفتند وبا طولانی شدن جنگ به بوته فراموشی سپرده شدند . آن روزها نه صورت سانحه ای بود ونه صورت وضعیت بالینی ونه نامه ای ونه پلاکی وباگذشت ایام هیچگاه هیچ مسئولی از آنان که پیشقراولان دفاع مقدس بودند یادی نکرد . پس از آن نوبت نوجوانان بود که فرمان حضرت امامشان را لبیک بگویند وبا اینکه آشنایی زیادی با انواع سلاحها نداشتند ونمی دانستند صدای خمپاره چگونه است وصدای موشک چون است درس ومدرسه را رها کنند وخود را به جبهه های حق علیه باطل برسانند ، آنها با تمام وجودآمده بودند تا از حریم ایران اسلامی دفاع کنند نه با قد ووزنشان ، نه با سن وسالشان ، نه باحساب وکتابشان ، آنها لشگری بودند که از هیچ چیزی واهمه نداشتند . آنها برای رفتن به جبهه لحظه شماری میکردند وبرای رفتن به خط مقدم التماس میکردند وبرای باز کردن معبر اشگ می ریختند وداوطلبانه روی مین میرفتند . درست مثل امروز ، حالا هم برای اینکه پرونده شان در کمسیون احراز مطرح شود ودر کمسیون پزشکی درصد بگیرند ونواحی مجروحیتشان را اثبات کنند وبتوانند دارو بگیرند باید التماس کنند . آن روزها وقتی بچه ها برای رفتن جبهه وخط مقدم به بزرگترها التماس میکردند بزرگترها تاب وتوان شنیدن خواهش وتمنا ودیدن اشگ آنها را نداشتند ورضایت می دادند و بچه ها سرخوش از اینکه به جبهه اعزام وبه خط مقدم میروند وشهادت نصیب آنان میشود سر از پا نمی شناختند .
    حال بچه ها مردانی بزرگ شده اند ، مردانی که خانه دارند ، خانواده دارند ، ماشین دارند و………
    آنروزها وصیعت نامه هایشان درچند کلام خلاصه میشد ، حلالیت از پدر ومادر وامام امت .
    اسرا وقتی از رادیو عراق پیام میدادند از حال پدر پزرگ سئوال میکردند .
    همه ما یک جور دیگری بودیم ویک جور دیگری شدیم ، هر کاری که میتوانستیم میکردیم تا لبخند رضایت بر لبان امام بنشانیم ولی امروز آنجا که مقام معظم رهبری میگوید جانی دارم وجسم ناقصی وآبرویی که …….
    باید خون گریه کنیم ، ببینیم چه کرده ایم که ایشان اینچنین از خواص وعام دلسوخته شده اند آیا عمل منافقین کور دل ، سلطنت طلبها ی بیگانه نشین ، مدعیان پر مدعای حقوق بشر ، صداهای ناهنجار مرفهین بی درد یا خنجر خواصی که دم از ولایت وقانون میزدند وخود قانون شکن شده اند کدامیک دل رهبر را اینچنین به درد آورده است.
    جمعیت 350 هزارنفری ایثارگران نیاز به حمایت مسئولین امر دارند مسئولینی که به خواب سنگین فرو رفته نباشند ووظیفه شرعی ومکتبی ومیهنی خود را فراموش نکرده باشند .
    نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که لایحه حمایت از ایثارگران را از سال 1379 تا کنون در هاله ای از ابهام قرار داده اند وسعی وتلاشی برای باز کردن این گره به ظاهر کور ننموده اند اگر می خواستند هزینه ایاب و ذهاب وخرج دفتر و حق ماموریت ومسکن و حقوق خود را تعیین یا افزایش دهند تمام مسائل و قوانین مملکت تا تصویب خواسته شان تحت الشعاع قرار میگرفت . ادامه دارد
    « هزاران آیا داریم وصد هزاران افسوس » محمد حسن غلامعلیان
    قسمت چهارم
    لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران سال دهم خود را پشت سر میگذارد وهنوز مسئولین امر وعده ووعید میدهند که چنین وچنان میکنند ولی در عمل غیراز اینکه مردم را نسبت به ایثارگران بیگانه تر کنند کاری انجام نمی دهند . آیا میشود پرسید چه شخص یا اشخاصی باید به این قائله خاتمه دهند تا هر روز شاهد خبرهایی در رد یا تائید آن از جانب خبر گزاریهای دوست و دشمن نباشیم آیا اکنون که نایب رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار میدارد (گروه ویژه ای در مجلس انتخاب شده اند تا ایرادات شورای نگهبان از لایحه جامع خد مات رسانی به ایثارگران را رفع کنند و مجددا” طرح را تصویب و به شورای نگهبان ارسال نمایند و اظهار اینکه در مجلس یک نگاه متفاوتی به جامعه ایثارگری حاکم است ) آیا این نگاه متفاوت همان
    دیدگاه نماینده ای که ایثارگران را زیاده خواه ومنفعت طلب میدانست نیست؟ آیا همان دیدگاه
    مشاورمحترم رییس جمهور نیست که حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس راافرادی خواند که از
    فیلمهای وسترن آمریکایی که در آن به خاطر چند دلار یا یک زن یا یک کیسه طلا همدیگر را میکشتند
    یا فیلمهای ایتالیایی که دیدن آن برای افراد کمتر از 18 سال ممنوع بود الهام گرفته اند ؟ آیا کمسیون
    اجتماعی مجلس که طرح ادغام بنیاد شهید وامور ایثارگران با سازمان بهزیستی وکمیته حضرت امام
    خمینی ( ره ) را مطرح وبه تصویب رساند غیر از نمایندگان مجلس بودند؟ آیا نادیده گرفتن ماده 43
    و99 برنامه توسعه سوم وچهارم در ده سال گذشته توسط نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای
    اسلامی نبود ؟ آیا بی اعتنایی روسای دولت هشتم ونهم نسبت به اجرای مواد فوفق حکایت از چه
    دارد؟ آیا نمایندگان موافق طرح مذکور در اقلیت هستند ؟ آیا وقت آن نرسیده است که از شعار دادن در
    خصوص جلوه های ایثار وشهادت وفداکاری دست برداریم وتاریخ هشت سال دفاع مقدس را نه در
    غلب فیلمها وسریالهای کلیشه ای بلکه مستند به نسلی که شاید بخواهد بداند در آن روزها وماهها وسالها
    زنان ومردان این سرزمین با دستان خالی وقلبهایی مملو از عشق چه حماسه ها آفریدند تقدیم کنیم؟
    نمیخواهیم به فرزندان این سرزمین کهن بگوییم رستم وسهراب، شیرین وفرهاد ، زهره ومنوچهر ،
    لیلی ومجنون، خسرو وشیرین، همیلا و …….. تلفیقی ازافسانه وحماسه وتاریخ بوده ولی پیکار هشت
    ساله عراق وهم پیمانانش با ایران حقیقتی تامل برانگیز است که در میان صفحات تاریخ همیشه
    محفوظ خواهد ماند؟ آیا آنقدر خماریم که دوست ودشمن را از یکدیگر تمیز نمیدهیم؟ آیا بچه های ما
    نباید بدانند که در طول سالهای گذشته جنایتکاران چه بر سر این ملت آورده اند؟آیا حق آنها نیست که
    بدانند ثروت به تاراج رفته این مملکت توسط چه کسانی بوده و امروز چگونه علیه این مردم استفاده
    میشود؟ ……..هزاران آیا داریم و صد هزاران افسوس !
    امروز نظاره گر آن هستیم که مجروحان شیمیایی و اعصاب و روان ویادگاران جنگ یکی پس از
    دیگری به یاران رفته می پیوندند و شاید روزی که بخواهیم شاهدی برای جنایت صدام و صدامیان به
    دنیا نشان دهیم شاهدی نباشد .آیا خبر داریم که ناوجنگنده جک وینسنس آمریکایی به فرماندهی « ویل
    راجرز» دردوازده تیر سال 1367 هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را که از بندرعباس
    عازم دوبی بود مورد هدف دو موشک کروزقرار داد وخلیج همیشه فارس را با خون شصت و شش
    کودک وپنجاه وسه زن ویکصد هشتاد ونه مرد رنگین نمود و رقص عروسکان اطفال بیگناه سر نشین
    هواپیمای مذکور را خیل عظیمی از ملت ما و ملتهای دیگر جهان ندید؟ چگونه است که این فاجعه
    مصیبت بار به دست فراموشی سپرده میشود ولی کشته شدن یک تن درتظاهرات خیابانی علیه حکومت
    بازتاب جهانی پیدا میکند و جنایتکاران اشک تمساح میریزند و پی درِپی جوایز دفاع از حقوق بشر
    میدهند و مدافع گفتگوی صلح آمیز میشوند و میلیاردهادلار هزینه میکنند تا خود را فرشته ای با بالهای
    سپید به جهانیان نشان دهند .
    آیا این کلام شهید امیر خلبان سرلشگر حسین لشگری که گفت وقت رفتنم به جبهه فرزندم علی دندان
    نداشت اما وقتی آمدم علی دندانپزشگی میخواند لحظه ای ما را به فکر فرو نبرد که مگر شهید لشگری
    چند سال دراسارت بود ؟
    جای بسی تاسف است که در بدترین جا وحال مانده ا یم وحتی به اندازه یک دلقک هم نتوانستیم دل
    مردممان را شاد کنیم ولی در تصاویر دکتر و مهندس هستیم ./

    محمد حسن غلامعلیان
    آبانماه 1388 شمسی


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته