نگاشته شده توسط: mahdifani | آوریل 29, 2008

اسرائيليات ما و آيت الله العظمي صانعي!


اينكه آيت الله صانعي اين روزها با ديدارهايش با مسئله‌دارهايي مثل مجاهدين انقلاب اسلامي و … و بهره‌برداري از صحبت‌هايش توسط مراكز خبرپراكني و راديوهاي بيگانه و دشمن جمهوري اسلامي ايران و استفائات عجيب و غريب و تحريف و توهين به امام عزيز ما شناخته مي‌شود را بايد جور ديگر نگاه كرد. اينكه صانعي ديگر دارد نقش آن پير ساده لوح – به فرموده امام - (منتظري) همان كه دل امام اين امت را خون كرد را براي دشمنان و اصلاح طلبان و مشاركتي‌ها بازي مي‌كند و چندين مورد ديگر نبايد ساده از كنارش گذشت. ايشان در آخرين مصاحبه‌اشان كه گويا با روزنامه هتاك (به مردم و دولت) كروبي انجام گرفته ضمن تكرار نظرات فقهي‌شان مهر ديگري بر ساده‌انگار بودن خودشان زده‌اند. بدون مقدمه اضافي ديگر قسمت‌هايي را با هم مي‌خوانيم و در ادامه بخشي از اسرائيليات دين ما را با هم بار ديگر مشاهده مي‌كنيم. البته احتياج به تفسير و علم و دقت در آيات و روايات چيزي است كه از بيسوادهايي مثل ما بوجود نمي‌ايد اما تمام علماي شيعه تاكنون به نظر نمي‌رسد بي‌سواد باشند بخصوص اعلم علما. در ضمن همچنان استفاده انحصاري لفظ آيت الله «العظمي» را فقط براي ايشان در مواضع ضد انقلاب و اصلاح(افساد) طلبان همچنان گرامي مي‌داريم…

صانعي: اولا‌ تفاوت ميان ديه زن و مرد بر خلا‌ف اصول و قواعد اسلا‌مي است كه بر برابري همه انسان‌ها اعم از زن و مرد و سياه و سفيد، عرب و عجم در تمامي حقوق و امتيازات دلا‌لت دارد…در مقابل آن اسرائيلياتي است كه زن را در منشأ خلقت و سرشت متمايز از مرد مي‌داند و معتقد است كه زن پس مانده و اضافي است و يا براي خدمت به مرد آفريده شده كه بر خلا‌ف قرآن كريم و باطل است كه با كمال تأسف گاهي در كلمات بزرگان ما نيز اين نگرش و يا آثار آن يافت مي‌شود. ‌

خبرنگار: شما مي‌فرماييد زن و مرد در دين اسلا‌م برابرند و جايگاه زن در قرآن جايگاه والا‌يي است ولي در عمل، من به عنوان يك زن مدام با تضييع حقوقم در قوانين نوشته شده بر اساس اسلا‌م رو به رو مي‌شوم… ‌ صانعي:شما بفرماييد كه در كجا مشكل وجود دارد تا ما حل كنيم. به هر حال اين مشكل، مشكل شماست و شما بهتر مي‌دانيد. خبرنگار: عرض كردم خدمتتان قبلا‌…. ‌ صانعي:ما در بسياري از مسائل مانند ديه گفته‌ايم حتي بالا‌تر از آن ما مي‌گوييم زن مي‌تواند امام جمعه و امام جماعت و ولي فقيه بشود. شما ديگر چه مي‌خواهيد؟ اما اين وظيفه قانونگذار است كه بر اين اساس قانون وضع كند و اگر قانونگذار دلش نخواست كه اين قوانين را وضع كند، در آن صورت مقصر ما نيستيم.

خبرنگار: به نظر شما اگر امام خميني(ره) امروز در قيد حيات بودند با تغيير در قوانين مربوط به زنان موافقت مي‌كردند؟ ‌ صانعي: به نظر من اگر امام (سلا‌م‌الله عليه) بود با توجه به هوش سرشار و دانش عميق و عشق و دلسوزي وافري كه نسبت به اسلا‌م داشتند كه براي آن از همه چيز گذشتند و حاضر به تبعيد و تحمل زندان شدند، بي‌ترديد با هر آنچه كه در خصوص تغيير قوانين در جهت حل معضل و رفع مشكل مردم و بيشتركردن علا‌قه مردم به اسلا‌م و كارآمد نشان‌دادن احكام اسلا‌مي نوشته مي‌شد، ولو با نظر فقهي شخص ايشان موافق نبود، مخالفتي نداشت چرا كه ايشان اسلا‌م خواه واقعي بود و بارها در زمان خود ايشان اتفاق افتاد كه جهت خروج از بن بست و حل مشكل، نظرات فقهي ديگر بزرگان را در تغيير قوانين پذيرا بود و اينجانب هم در برخي مواقع كه مشكلا‌تي پيش مي‌آمد و به ايشان نامه مي‌نوشتم با توجه به عنايت و لطف ويژه‌اي كه به بنده داشت مي‌پذيرفتند و دستور عمل مي‌دادند و اين معني را در تعريف‌هايي كه فرموده‌اند مي‌توانيد ببينيد. امام همه چيزش را براي اسلا‌م داد. ايشان به غيراز كساني هست كه اسلام برايشان تماما منفعت بوده است.

خبرنگار: پس بالا‌خره چكمه پوشيدن مصداق خودنمايي هست يا نه؟ ‌ صانعي: چكمه چه ربطي دارد به اين حرف‌ها؟ چكمه تبرج نيست. چكمه را مي‌پوشند چون برف مي‌بارد.

او شما را از يک نفس آفريد، و همسرش را از (باقيمانده گِل) او خلق کرد؛ و براى شما هشت زوج از چهارپايان ايجاد کرد؛ او شما را در شکم مادرانتان آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريکيهاى سه گانه، مى‏بخشد! اين است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستى) از آن اوست؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟ (زمر/6)

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏کند که سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست؛ و اگر يکى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست. و براى هر يک از پدر و مادر او، يک ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد؛ و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يک سوم است (و بقيه از آن پدر است)؛ و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يک ششم مى‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است). (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است که او کرده، و بعد از اداى دين است -شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، کداميک براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است؛ و خداوند، دانا و حکيم است. (نساء/11)

بيان تفاوتهاي زنان و مردان اي مردم! همانا زنان در مقايسه با مردان، در ايمان، و بهره‏وري از اموال، و عقل متفاوتند، اما تفاوت ايمان بانوان، برکنار بودن از نماز و روزه در ايام عادت حيض آنان است، و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد است، و علت تفاوت در بهره‏وري از اموال، آنکه ارث بانوان نصف ارث مردان است. مديريت خانوادگي پس، از زنان بد، بپرهيزيد و مراقب نيکانشان باشيد، در خواسته‏هاي نيکو، همواره فرمانبردارشان نباشيد تا در انجام منکرات طمع ورزند.(نهج البلاغه/خطبه79)

جايگاه زن و فرهنگ پرهيز در امور سياسي کشور از مشورت با زنان بپرهيز، که راي آنان زود سست مي‏شود، و تصميم آنان ناپايدار است، در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زيرا که سخت‏گيري در پوشش، عامل سلامت و استواري آنان است، بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست که افراد غير صالح را در ميانشان آوري، و اگر بتواني بگونه‏اي زندگي کني که غير تو را نشناسند چنين کن، کاري که برتر از توانايي زن است به او وامگذار، که زن گل بهاري است، نه پهلواني سخت‏کوش، مبادا در گرامي داشتن زن زياده‏روي کني که او را به طمع‏ورزي کشانده براي ديگران شفاعت نمايد. بپرهيز از غيرت نشان دادن بيجا که درستکار را به بيماردلي، و پاکدامن را به بدگماني رساند(نهج البلاغه/نامه31)

و درود خدا بر او، فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشت‏ترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى‏دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‏کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مى‏گيرد. (نهج البلاغه/حکمت 234 )


پاسخ

  1. من که با شما سر جنگ ندارم حوصله بحث روی این مسایل را هم ندارم که اگر داشتم با شما بحث نمی‌کردم چون حداقل آداب ادبیات سیاسی را هم رعایت نمی‌کنید، اما لا اقل برای مخاطب خودتان هم که شده آقا از قضاوت‌های آن‌چنانی بپرهیزید، که مخاطب حق را از شما خواهد گرفت و اجازه نخواهد داد نوشته‌هایی که به صراحت گروهی را افساد طلب می‌خواند و به یکی از مراجع شیعیان… مغزش را پر کند، این‌که می‌گویم از قضاوت آن‌چنانی بپرهیز برای خاطر آن است که لا اقل حرفت شنیده شود اگر نه که من حتی حوصله‌ام نگرفت از خط دوم بگذرم چون مجبورم کردی در باره حرفت قضاوت کنم پیش از این‌که بخوانم‌ش و نمی‌دانم چه گفتی. به هر حال بدم نمی‌آید مطالبت را بدون القاب این‌چنینی بخوانم.

  2. سلام من قالو سلاما است.امیدوارم به خاطر بعض مطالب خوبت در گام آخر فرصت توبه از مطالب بدت را داشته باشی

  3. اقاي برادر وقتي اظهار فضل ميكنيد حداقل كمي فكر كن بعد چشماتو ببند…
    اگه معني فقه ميفهميدي لااقل اينطوري در فشاني نميكردي
    ميدوني مشكل امثال شماها همان مشكل خوارج در صدر اسلام و طالبانيان و صفليان عربستان در حال حاضر ه يعني عدم استنباط و قانع بودن به شكل ظاهري ايات
    عزيز برادر وقتي ميگن اسلام دين فطرته يعني چي ؟
    ايا قران خارج از اسلامه؟
    پس مطابقت با زمانه يكي از هنر هاي قوانين اسلامي كه اين امر در مذهب شيعه بر عهده فقه ميباشد
    در عربستان 1400سال پيش جايگاه زن در نزد عشيره كجا بود
    ايا در اون هنگام حتي بعد از اسلام هم زن نقشي در جامعه داشت (تعداد زن هاي موثر به تعداد انگشتان دست هم نميرسند)
    بقيشو خودت جور كن ….ولي پاسخي بر سوالهاي زير براي خودت پيدا كن
    -در عصر حاضر وقتي مسافرت با هواپيما با مدت زماني كوتاه صورت ميگيرد ااي بايد باز هم در هنگام روزه دار بودن باز هم از قوانين رايج تبعيت كرد ؟
    -در مورد نماز خواندن چي ؟(گرچه دوركعت حذف شده در نمازهاي چهار ركعتي سهم رسول خدا ميباشد)
    -حكم اعدام در موارد قتل سهوي و يا منجر به قتل كه بدون انگيزه و لوازم يك قتل برنامه ريزي شده و فقط طي يك رخداد از سوي يك قاضي كه معصوم نيست و احتمال لغزش در ان بسيار است صادر ميگردد با توجه به اين كه قتل نفس ان هم اگاهانه (معدوم)
    گناه كبيره است در زمان غيبت (براي كسب تكليف)چيست؟
    -صيغه كردن زن و يا چند همسري در عصر حاضر با مشكلات موجود و عدم چند منزلي براي افراد (با توجه به جنبه حيواني و لحاظ نكردن جنبه هاي انساني كه در حاله زمانه معدود ميباشد)و قدرت گيري زنان در روابط اجتماعي چيست؟
    - روابط اجتماعي در احكام فقهي اسلامي چه نقشي دارد ؟ ايا صرف داشتن يك حديث و يا يك ايه كافيست؟
    يادوري: جريان حكم تاريخي اقاي خميني در مورد بازي شطرنج و موسيقي و نامه نگاري اقاي قديري (خدا رحمتش كند 27دار فاني را وداع گفتند)با اقاي خميني و مواخذه اقاي قديري از طرف خميني را يادتان هست ؟سر انجام كار چه شد ؟مگر اقاي قديري شاگرد اقاي خميني نبودند؟
    درضمن بيان شيخ ساده لوح فقط در حد روابط شاگرد و استادي بود وخطايي كه از دو طرف سر زد (البته به اتش بياري اطرافيان)خواهشند اين وسط هيچ اميي ليز نخوره…..

  4. پا سخ به آقای alisosho .بابا لااقل گفتارامام راتحریف نکنید.

    نامه به آقاي منتظري «عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي»

    (جلد 21 – صفحه 330) نامه

    زمان: 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409

    مكان: تهران، جماران

    موضوع: عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي

    مخاطب: منتظري، حسين علي

    بسم الله الرحمن الرحيم

    جناب آقاي منتظري

    با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً

    مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

    1 – سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

    2 – از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

    3 – ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

    4 – نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

    و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

    سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

    (جلد 21 – صفحه 332)

    من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

    يكشنبه 6 / 1 / 68

    روح‌الله الموسوي الخميني.) آیافقمای دیگر عقل وفهمشان به این چیزهایی که شما فرموده اید نمیرسدوشما ازایشان فقیه ترید!؟ آیا فقط یک حدیث و آیه درموردروابط اجتماعی وجوددارد؟اگرمیدانیدمنابع دین ناقص است کاری کنید. راحت است. حدیث بسازید!!! آیه نازل بفرمایید!!! لابد این تهمتهایی که زده اید
    ((ميدوني مشكل امثال شماها همان مشكل خوارج در صدر اسلام و طالبانيان و صفليان عربستان در حال حاضر ه يعني عدم استنباط و قانع ))شامل حال مراجع وعلما بزرگ هم می شود یا شمافقط آقای صانعی راعالم وفقیه می دانید.گفته اید اسلام دین مطابق با فطرت است کاملا صحیح است.آیا فطرت تغیر کرده است که شما مدعی تغیر قوانین اسلام هستید؟ یا معنای فطرت را باتغیرات زمان اشتباه گرفته اید.آیا مطا بق با زمان بودن یعنی همه اصول و عقاید راتغیر داد؟شما معنای ثابتات ومتغبرات و اسلام ومقتضیات زمان بد فهمیده اید فکر می کنید که در هر زمان باید قرایِت تازه ای ازدین نوشت ودین را مطابق زمان ازنو نوشت.

  5. پا سخ به آقای alisosho .بابا لااقل گفتارامام راتحریف نکنید.

    نامه به آقاي منتظري «عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي»

    (جلد 21 – صفحه 330) نامه

    زمان: 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409

    مكان: تهران، جماران

    موضوع: عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي

    مخاطب: منتظري، حسين علي

    بسم الله الرحمن الرحيم

    جناب آقاي منتظري

    با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً

    مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

    1 – سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

    2 – از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

    3 – ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

    4 – نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

    و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

    سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

    (جلد 21 – صفحه 332)

    من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

    يكشنبه 6 / 1 / 68

    ____________________________ آیافقمای دیگر عقل وفهمشان به این چیزهایی که شما فرموده اید نمیرسدوشما ازایشان فقیه ترید!؟ آیا فقط یک حدیث و آیه درموردروابط اجتماعی وجوددارد؟اگرمیدانیدمنابع دین ناقص است کاری کنید. راحت است. حدیث بسازید!!! آیه نازل بفرمایید!!! لابد این تهمتهایی که زده اید
    ((ميدوني مشكل امثال شماها همان مشكل خوارج در صدر اسلام و طالبانيان و صفليان عربستان در حال حاضر ه يعني عدم استنباط و قانع ))شامل حال مراجع وعلما بزرگ هم می شود یا شمافقط آقای صانعی راعالم وفقیه می دانید.گفته اید اسلام دین مطابق با فطرت است کاملا صحیح است.آیا فطرت تغیر کرده است که شما مدعی تغیر قوانین اسلام هستید؟ یا معنای فطرت را باتغیرات زمان اشتباه گرفته اید.آیا مطا بق با زمان بودن یعنی همه اصول و عقاید راتغیر داد؟شما معنای ثابتات ومتغبرات و اسلام ومقتضیات زمان بد فهمیده اید فکر می کنید که در هر زمان باید قرایِت تازه ای ازدین نوشت ودین را مطابق زمان ازنو نوشت.

  6. ارش عزيز
    اولا_ من در مورد بركناري اقاي منتظري اظهار نظر نكردم بلكه در مورد به كار گيري لفظ كلمه شيخ ساده لوح از زبان هر امي و يا هر ابن الوقتي ايراد داشتم
    دوما_ فقه استنباطيست عالمانه نه اميانه و در طول تاريخ بين عالمان اختلاف فقه بوده و هست و اين ناشي از ديدگاه عالم به دنيا و دين و خدا و انسان است كه در ظرف زماني اين منظر قابل تغيير است البته نه در اصل بلكه در شيوه و فهم زمانه ،به مانند رسالت انبياء
    سوما_حتما بر شرح حال ملا صدرا در نزد شيوخ زمانه خود واقف هستيد از يك سو مير فندرسكي و ديگران و از سوي ديگر عالمان مخالف انها ،مگر نه اينكه اين دو گروه عالمان ديني بوده اند پس ان چه بلايي بود كه بر سر صدراي شيرازي ما اوردند شما حق را به كه ميدهيد با توجه به اينكه محمد صدرا خلاف عرف زمانه به دين و خدا مينگريسته!
    چهارما _فطرت از انسان جدا نيست ،گمان ميكنم شما فطرت را با غريضه اشتباه گرفته ايد چون غريضه در انسان سالهاي سال ثابت است ولي فطرت با تغيير زمانه و تغيير انسان قابل تغيير است چون ناشي از معرفت انسان است (به اميد اينكه معرفتي الهي باشد تا فطرت هم الهي گردد)
    پنجما_مگر رسالت انبيا از ادم تا خاتم به يك نحو و شريعت بوده كه حال شما بر ما خورده ميگيريد
    ششما _ طبق بيان شما قرائت دين كاري سخيف است پس چگونگي ورود انديشه هاي هايديگري در اصول اجتماعي و خلافت مابانه بعضي از اقايون را چگونه توجيح ميكنيد!

  7. روزنامه جمهوری اسلامی میگوید
    «. كارگاه حذف و دفع را تعطيل كنید »
    بنام خدا
    با سلام
    حضرت امام (ره ) فرمودند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر نه يك كلمه كمتر ،كساني بودند كه مرجع و صاحب رساله وکسانی هم نه مرجع ونه صاحب رساله كه با گفته حضرت امام مخالف بودند .
    2/98 در صد از مردم ايران به گفته حضرت امام لبيك گفتند و جمهوري اسلامي نه يك كلام كم ونه یک کلام بيش را انتخاب كردند .
    آيا اكنون نيز همه آنها ميگويند جمهوري اسلامي يا تفكراتشان بر نمي تابد . حضرت امام قطع رابطه با استعمارگران چپ و راست را توصيه ميكردند آيا اكنون همان نظر است يا انديشه مصالح وسکولاریسم
    در اذهان بعضي از انقلابيون شكل گرفته .
    آري مجلس بايد تحت لواي فرمان ولي امر مسلمين نگذارد احدي بيگناه مجازات شود .
    اين كه اين ميگويد بايد چكار كنيم و آن ميگويد چنين ميكنيم و چنان ميكنيم بايد حذف شود ، احدي حق نداردبراي ملت سر فراز ايران كه در طول 31 سال گذشته با خون خود نوشت شهادت آري ذلت هرگز خط و نشان بكشد . گاهي يك خطا مملكت را دچار چالش ميكند و بحراني مي آفريند كه نظم نظام را به هم ميزند و اگر هوشياري نباشد سقوط حتمي است . همه برتحليل مقام معظم رهبري كه فرمودند دوست را جاي دشمن و دشمن را جاي دوست ننشانيد تاكيد دارند ولي آيا مقام معظم رهبري طي دو ماه گذشته فقط همين جمله را گفتند ؟ آيا این جملات را نگفتند ؟
    این انتخابات برخی خواص را مردود كرد و برخی جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد میدان شده بودند در مواردی اشتباه كردند.
    با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمی توان این مردم آگاه را فریب داد چرا كه دل این ملت، به نور ایمان روشن است.
    اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها خواهند بود.
    توصيه مي‌كنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دستهاي دشمن و گرگهاي گرسنه و كمين كرده را كه امروز بتدريج نقاب ديپلماسي را كنار زده اند ببينند و از آنها غفلت نكنند.
    اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهايي كه رأي نياورده اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين حركت، كساني هم كه رأي آورده اند طرفدارانشان را به خيابانها بكشانند پس اصلا چرا انتخابات برگزار مي شود؟ ضمن آنكه مردم چه گناهي كرده اند كه بايد به علت اين كارهاي ما، از كسب و كار و زندگي خود باز بمانند.
    تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريستهاي نفوذي و ضربه هاي تروريستي است: اگر در اين تجمعات اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن باكيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنشهاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟
    برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.
    آنچه در این میان از همه زشت تر بود دلسوزی مقامات امریکایی برای حقوق بشر و ادعای سخت گیری بر مردم ایران بود اما کسانی که در افغانستان و عراق آن جنایات را به وجود آورده اند و از رژیم ظالم صهیونیستی حمایت مادی و سیاسی می کنند، چگونه دم از حقوق انسان می زنند؟
    چرا اين گفته ها را آويزه گوشمان نكرديم . و بيراهه رفتيم آيا نبودند كساني كه در كنار امام (ره) بودند و داراي سوابق درخشاني بودند و پس از مدتي عليه امام توطئه كردند .
    مگر مقام معظم رهبري ميگذارد كساني كه نه سابقه اي در انقلاب نه نقشي در شكل گيري نظام جمهوري اسلامي دارند و نه امام را ميشناسند و نه امام آنها را ميشناخت همه كاره كشور شوند ؟
    آيا محسن سازگارا را كه مدعي تشكيل سپاه پاسداران است و نوار سبز بر دست دارد و با چهره اي بر افرخته سخن از سقوط رژيم ميكند و هدايتگر اغتشاشات اخير است جز ء سابقون در انقلاب نمي باشد ؟
    آيا اينكه بگوئيم كساني بدون سند و مدرك و به صرف تخيل به راحتي انگ مفسد في الارض بر مخالفان خود ميزنند قوه قضائيه را كه يكي از اركان اصلي كشور است زير سوال نمي بريم ؟
    آيا بنده و شما هم سخنان بيگانگان را كه ميگويند دادگاه فرمايشي است و اعتراف كنندگان وادار به اعتراف شده اند را تائيد نمي كنيم ؟
    اين تحليل كه دادگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي را كارگاه حذف و دفع بنامبم و بابازداشتگاه كهريزك مقايسه كنيم شرم آور نيست ؟

    محمد حسن غلامعلیان
    4/6/1388 شمسی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.